تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
جونپور سمت جاجنگر جنبيد - چون چهل پيل از لكهنوتي رسيد با جميع « 2 » پيلان ديگر جانب جاجنگر دائرهء دولت گردانيد * * بيت *
اقبال كند چو رهنمائي * * هرجا كه روي ظفر « 3 » بيابي چون بخت نكو رسد بياري * * مطلوب بدست خود بياري

مقدمهء سيزدهم روان شدن سلطان فيروز از جونپور سمت جاجنگر

نقل است كه چون حضرت شاه فيروز با نصرت بهروز از زمين بنگاله بفيض ذو الجلال و قادر پركمال در شهر جونپور آمد خواست كه جانب جاجنگر روان شود - باز استعداد از سر « 4 » نو كرد عمال درگاه و كارگزاران « 5 » حضرت شاه اسباب پيراست - خلائق لشكر براي استعداد كوشش بيش گماشت - حضرت شاه بنگاه در كوه گذاشت - و از كوه سمت جاجنگر شتافت - بكوچ متواتر ميان بهار شده در زمين جاجنگر درآمد - ولايت جاجنگر ولايتي افزوده و خلقي آسوده دران سواريء شهرياري خدمت والد اين مورخ برابر بود - از حال كمال نعمت آن « 6 » مقام بازنمود - كه ولايت جاجنگر نعمت‌خيز چون ولايت پرويز - از « 7 » جهت غله و ميوه تمام لشكر و دواب سير شده
هامش
( 2 ن ) بطمع پيلان ديگر جانب جاجنگر عنان سمند دولت گردانيد * ( 3 ن ) فرح بيائي * ( 4 ن ) از سر نو كرده حشم دهازها يافت * ( 5 ن ) كار كن ازان حضرت پادشاه براى اسباب * ( 6 ن ) اين * ( 7 ن ) از جهت غله و ميوه و از جهت دواب هيچ كمي نه تمام لشكر سير شده *