بعد ازين ايام ميان ما تيغ نباشد - حضرت فيروز شاه دو منزل ازان جايگاه پستر آمد - چون ملك قبول درون حصار رفت درين محل راويان مصدق گفتند كه عرض خندق حصار اسكندريه موازنهء بيست گز بود - درين محل ملك قبول جلادت خود نمود - چون دران محل رسيد باهتمام تمام كوشيد - اسپ را از جا جنبانيد - اسپ « 2 » خود را چابكزده آن خندق را گذار كنانيد - ازين فعل جمله بنگاليان حيران و متحير ماندند - المقصود چون ملك قبول در مجلس شاه بنگاله حاضر گشت خاك آن درگاه بجبهه رفت - هفت كرت گرد تخت او گشت - و كلاه دولت ( كه حضرت فيروز شاه فرستاده بود ) بر سر سلطان سكندر داشت - جامه در برش پوشانيد - و بازنمود كه ميان شما دو تاجدار نيكوكار خوشكردار چه مقاومت - او اودر و تو برادرزاده - اگر او در خانهء برادرزادهء خويش از تاثير محبت بيش بر سبيل مهمان بيايد عيب نيست - و هركه در ميان مانند دشمنان چيزي بگويد آنچنان گفتار را حاصلى نباشد - به همه حال شما هردو پادشاه را ميان خود درآويز نبايد كرد - سلطان سكندر گفت « 3 » كه چه نام داري - ملك قبول به زبان هندي « 4 » گفت - توراباند - شاه بنگاله كرت دوم فرمود كه همچو تو چند غلام به حضرت اودر منست ملك قبول بازنمود كه من بنده در محل دوم ميباشم - همچو من
هامش
( 2 ن ) چابكزده اسپ خود از خندق گذار كنانيده *
( 3 ن ) پرسيد *
( 4 ن ) هندوي *