تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
كس دست نميانداخت - دو « 2 » جيتل بهاي برده رسيد - و مواشي « 3 » را كسي نميخريد - از جنس گوسفندان چندان كه شمردن نتوان - در هر منزلي كه نزول شدي خلق لشكر گوسفندان آوردي ذبح كردي و آنمقدار كه زنده ماندي همه در فرودگاه ميگذاشتند - چون در منزل ديگر نزول شدي گوسفندان ديگر گرفتندي - حاصل از ايراد مقدمهء مذكور درين سطور آنست كه فراخيء نعمت دران زمين بحكمت حضرت رب العالمين بدين « 4 » حد است - راويان روايت كرده و برين مورخ بازنموده كه ساكنان آن ولايت را خانهاي وسيع و آستانهاي « 5 » رفيع از جهت وسعت اين چنين كه درون خانهاي ايشان باغ بانواع ميوه و هم درون خانه كشت و زراعت و هم برگزار و هم گلزار - سبحان الله زهي ولايت پرنعمت بىنقمت - اما بتقدير الله تعالى هيچ مسلمانى دران زمين نه - جمله اهل كفر آبادان - آنكه پيغمبر صلى الله عليه و سلم فرمود كه - الدنيا سجن المومن و جنة الكافر راستست - صدق يا رسول الله صلى الله عليه و سلم - اگر بندهء مؤمن تاج شاهي بر سر دواج پادشاهي در بر دارد هم دنيا زندان اوست باندازهء « 6 » آن نعمتها كه در جنت خواهد يافت و اگر كافر را در دار دنيا نان شب نباشد با اين هم « 7 » دنيا بهشت اوست بر اندازهء آن عذابها كه فرداي قيامت خواهد « 8 » چشيد
هامش
( 2 ن ) ده * ( 3 ن ) مويش * ( 4 ن ) بدين حديث راويان روايت كرده * ( 5 ن ) بوستانهاى * ( 6 ن ) بر اندازهء * ( 7 ن ) همه * ( 8 ن ) خواهد بود و خواهد چشيد *