چون دستوران شاه بنگاله چنين الفاظ با معاني كمال بر وزراي حضرت فيروز شاه خوشخصال نوشتند و جوهر گوهر صلح چون ناصحان سفتند درين محل وزراي حضرت فيروز شاه چون فرقهء دوستداران نيكوخواه « 2 » ميان خويش از تاثير كياست و فراست بيش بيكجاي جمع آمدند و متفق شدند - و گفتند كه آثار عقل كمال اينست كه دستوران سكندر نبشته - و جوهر صلح سفته - ما را نيز از حالت « 3 » اين مقالت به حضرت شهنشاه با جلادت بازنمودن شايد - تا از پردهء غيب چه ز آيد - عقلاي مذكور چون بلغاي مشهور مستور پيش فيروز شاه برگزيدهء حضرت غفور رفته و گفته - اگر فرمان شهريار و طغراي جهاندار باشد آنچه وزراي بنگاله برين دولتخواهان نبشته فرستاده « 4 » ابواب اسرار نهان كشاده به حضرت شاه عرضداشت كرده آيد - سلطان فيروز شاه بالهام حضرت آله فرمود ميبايد گفت - و گوهر صدق بصدق ميبايد سفت - ايشان بازنمودند كه چون حريف بعجز پيش آيد و لجاج بيش نمايد از سبب عجز او بايد « 5 » بخشيد - و الفاظ او به گوش دل بايد شنيد بر حكم نص كقوله تعالى
وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ
* * بيت *
دشمن چو بعذر شد زبانش * * ايمن مشو و ز در مرانش
چون سلطان سكندر را مطلوب صلح است اگر حضرت شاه و مكنت شهنشاه نيز در صلح بكشايند « 6 » حاليا تيغ بيدريغ از ميان اهل اسلام
هامش
( 2 ن ) نيكخواه *
( 3 ن ) ما را نير ازين حالت بشهنشاه *
( 4 ن ) فرستادهاند و ابواب نهان كشادهاند *
( 5 ن ) شايد *
( 6 ن ) بكشايد *