بر بام مشرق برآمد اهل بنگاله با قوت كمال به همه حال يكديگر شباشب برج حصار برآوردند - و براي جنگ چون نهنگ به شكل پشنگ رخ آوردند - راويان شريف بروايات لطيف برين مورخ ضعيف شمس سراج عفيف گفته كه حصار اكداله حصاري از گل بود بالاي « 2 » آن هم برج مرتب شد - و جيوش جانبين بجنگ مشغول گشته « 3 » - چون چندگاه جيش هردو شاه را در قتال و پيلمال گذشت چنانچه بيان آن از گفتار گذشت البته درون حصار علف كم گشت - خلائق بنگاله در مقام تأمل چون متأملان نشستند - گردان و كندآوران هردو جانب از تاثير قتال كمال تنگ آمدند - حضرت الله تعالى راه اصلاح در ميان هردو شاه پديد آورد - چنانچه خواجهء نظامي فرمود *
* مثنوي *
خدائى كه « 4 » آغاز و انجام ازوست * * دل مرد جوينده را كام ازوست
به بيچارگي چارهء كار ما * * در آب و در آتش نگهدار ما
چو بخشش كند ره نمايد بگنج * * چو بخشايش آرد رهاند ز رنج
مقدمهء دوازدهم صلح « 5 » كردن سلطان سكندر با سلطان فيروز و دادن چهل زنجير فيل
نقل است چون سلطان سكندر را كار به تنگي « 6 » كشيد و خلائق
هامش
( 2 ن ) با آن هم برج *
( 3 ن ) بوده *
( 4 ن ) خدائى كه اميد و هم بيم ازوست *
( 5 ن ) اصلاح كردن *
( 6 ن ) تنگچه *