تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
علامات رضاست - معهذا وزراي سلطان سكندر يك نفر دانا در باريك‌بيني مستثني بر وزراي حضرت فيروز شاه اهل صفا فرستاده و گلدستهء كلام اعلام با لينت « 2 » تمام بدست او داده ابواب الفاظ « 3 » اصلاح برين نوع كشاده - موجب چيست - و از آثار « 4 » انديشهء كيست كه تيغ بيدريغ چون قطرات ميغ ميان هردو جانب ميرود - و هردو جانب اهل اسلام بندگان حضرت علام كشته و خسته ميگردند و آئين سلاطين و قوانين وزراي باريك‌بين برين است كه چون پادشاهان دين‌پناهان از سبب كينه‌وري با كينه‌كشي در محلي به پيچند و قوت جلادت خويش پيش نمايند و بدين سبب اهل اسلام را مضرت رسد هراينه وزراي عاقل و دستوران كامل بهندسهء فراست و زمزمهء كياست ازان چيز بازآرند - چون حضرت فيروز شاه بمتابعت سلاطين اهل‌گاه با اوج جاه درين زمين به قصد پيچيده ( و البته زمرهء اسلاميان جانبين و فرقهء ذميان و امانيان طرفين را مضرت بسيار و بيشمار رسيده ) وزراي سلطان فيروز را واجب است تا پادشاه خود را با صلاح بازگردانند - كه از طرف سلطان سكندر همه انوار « 5 » اصلاح است * * بيت *
ندانيم مقصود اين شهريار * * چه بود از گذر كردن اين ديار
هامش
( 2 ن ) نسبت * ( 3 ن ) ابواب الفاظ بيدريغ چون قطرات ميغ بر كشاده كه از هردو جانب اهل اسلام الخ - ابواب الفاظ بيدريغ چون قطرات ميغ هردو جانب ميرود و هردو جانب آه * ( 4 ن ) آثار اسرار * ( 5 ن ) انواع *