مناقب سلطان محمد « 2 » نوشته آيد - معهذا حضرت جهاندار بعد از ششم ماه از جونپور سمت مملكت بنگالهء مشهور بكوچ متواتر روان شده در چندگاه حضرت فيروز شاه دران مقام رسيده - دران ايام سلطان شمس الدين اهل اكرام از جهان خراميده - و سلطان سكندر پسر او بر تخت پادشاهي آراميده « 3 » - سلطان سكندر از آثار جوش « 4 » افسر و جيش بيور خوف كرده با تمام لشكر خويش و جماعهء « 5 » كندآوران صاحبكيش درون جزائر اكداله خزيده - حضرت شاه فيروز صاحب نصرت و بهروز آن تمام جزائر را گرد گرفته - به حكم فرمان جميع لشكر كتكهره كرده منتظر قتال نشسته - و جوهر هوشياري سفته * * بيت *
نه بيني دو شاه است شطرنج را * * كه بر هردلي « 6 » نو نهد رنج را
مقدمهء يازدهم حصاري شدن سكندر شاه از خوف فيروز شاه و افتادن برج حصار ايشان
نقل است چون حضرت فيروز شاه در زمين بنگاله درآمد و شاه بنگاله با تمام رجاله درون جزائر اكداله حصاري شد جيوش حضرت فيروز شاه جزائر مذكور را گرد گرفته - و منتظر قتال نشسته
هامش
( 2 ن ) مشرح نوشته آيد - سلطان محمد فيروز مشرح نوشته آيد *
( 3 ن ) نشسته *
( 4 ن ) جيوش خوف كرده با تمام الخ *
( 5 ن ) جمله *
( 6 ن ) هردمي *