جهاندار با فتح دمساز گشت * * شبانگه بآرامگه « 2 » بازگشت
آري عجب اسراري در قسم ملكي و آئين جهانداري از وجود خان اعظم تاتار خان عليه الرحمة و الغفران همدران مكان فعلي در وجود آمده كه حضرت شاه فيروز را بغايت خوشآمد - گفتهاند كه دران جنگ تاتار خان چون نهنگ به مثل پلنگ دنبال شاه بنگاله افتاده ابواب كوشش بيش كشاده - چنانچه سلطان شمس الدين از هيبت تاتار خان رخ بگريز نهاد - خان اعظم نزديك رسيده خواست تا تيغ برو گذار كند - آخر الامر انديشه كرده تيغ نه انداخت و از دنبال او عمدا بازگشت - چون بعد از آرام جنگ حضرت فيروز شاه از خان اعظم تاتار خان پرسيد چون شما بر سلطان بنگاله « 3 » آنچنان قادر گشتيد تيغ برآورده به غير گذار كردن چه سبب بازگشتيد تاتار خان چون دستوران خسروان عجب جوابي گفت - و جوهر گوهر ملكي سفت - يعني بر تاجداران تيغ انداختن كار من نيست اشجار اين آثار و اسرار اين كردار « 4 » در ضمن منست - بدين انديشه تيغ گذار كرده نشد - چون اسرار اين انوار تاتار خان نيكوكردار پيش حضرت جهاندار از زبان گهربار بيرون داد حضرت فيروز شاه را بغايت خوشآمد * * بيت *
بالغ عقل را بسى يابي * * بالغ ملك كم كسي يابي
هامش
( 2 ن ) بآرام خود *
( 3 ن ) بنگاليان *
( 4 ن ) انوار در ضمن ملكي من است *