تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
نظامي عليه الرحمة و الغفران ميفرمايد * * مثنوي *
بعبرت دران كشتگان بنگريست * * بخنديد پيدا و پنهان گريست كه چندين خلائق درين دار و گير * * چرا كشته بايد « 2 » به شمشير و تير فلك را سرانداختن شد سرشت * * نشايد كشيدن سر از سرنوشت درين پردهء كژ سرودي مگوي * * درين خاك شوريده آبي مجوي
المقصود فيروز شاه برگزيدهء حضرت إله ازان مقام باهتمام تمام و بشتاب گام چون آئين خسروان عظام عنان مراجعت بسوي دار الملك دهلي گردانيده در پندوه رسيد - دران مقام خطبه بنام حضرت فيروز شاه خواندند - و شهر فيروز آباد نام نهادند - چون سلطان فيروز شاه اكداله را آزادپور نام كرد و شهر پندوه را فيروزآباد تا غايت ايام سلاطين آن مقام براي بركت و يمن اين هردو مقام را همين لقب مستقيم داشته در دفاتر ايشان تا غايت مينويسند آزادپور عرف اكداله فيروزآباد عرف پندوه - چون فيروز شاه در كرانهء لب آب كوسي رسيد و ايام برشكال درآمد فرمان شد تا جيوش مذكور چون جيش شاه فغفور در كشتيهاي بندكشا بگذرد - تمام حشم و جمله خدم در كشتيهاي بندكشا گذشته - چون سلطان شمس الدين درون اكداله درآمده آن كوتوال كه دروازه بسته بود او را گرفت و كشت القصه چون سلطان فيروز شاه با نصرت بهروز بازگشته فرمان فتحنامهء لكهنوتي در شهر دهلي فرستاد - دران ايام « 3 » خان جهان مقبول وزير
هامش
( 2 ن ) شايد * ( 3 ن ) زمان *