تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
پرتدبير « 2 » در شهر دهلي نائب غيبت بود - و در محافظت مملكت جد مينمود - و در فتحنامه اين بيت بود * * بيت *
چه لشكر ميكشي بر قلب عشاق * * صف مغلوب را هوئي بسندست « 3 »
چون فتحنامه با كام دوستان در غم دشمنان در دهلي نزد « 4 » خان جهان رسيده دران روز خلائق را شاديء عام افزوده - يكي فرحت فتح بنگاله - دوم فرحت سلامتيء ذات سلطان فيروز شاه - و لشكر منصور در شهر دهلي بيست و يكروز طبلهاي شاديانهء نهگانه زدند - چون سلطان فيروز نزديك شهر رسيد خان جهان اسبابهاي بسيار و خدمتيء بيشمار موجود گردانيد - و شش قبه بستند هنوز فيروزآباد آبادان نگرديده « 5 » بود - دران روز كه سلطان فيروز در شهر دهلي درآمد چندان بيرق جمع شد كه در گفتار و شمار نيايد - اين جمله باستقبال شاه رفته - و رسوم بيرق در عهود سلاطين ماضيه نبود « 6 » - اين نيز وضع خاصهء فيروز شاهيست - روزيكه سلطان فيروز شاه درون شهر دهلي درآمد چهل و هفت فيل فتح لكهنوتي را رنگ كردهء و عماريها و جلهاي نرمينه انداخته پيش فوج حضرت شاه كرده درون شهر درآوردند بوقت درآمدن شاه جمله خلائق از صغير و كبير و از جوان و پير از مرد و عورت مملكت براي تماشاي حضرت سلطان واليء سلطنت استقبال نمودند - هر همه زبان بدعا و ثناي حضرت فيروز شاه
هامش
( 2 ن ) مدبر * ( 3 ن ) پسند * ( 4 ن ) بر * ( 5 ن ) نكرده بودند * ( 6 ن ) يافته نبود *