تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
خانان و ملوك زبان بدعاي شاه كشاده - چهل و هفت پيل چون جوش نيل زنده بدست آمده - و سه پيل كشته گشته - شاه بنگاله به آن قوت و كمال با هفت سوار گريخه - لشكر او به تمام و كمال در تفرقه افتاده - چنين گويند دران لب آب ( كه حضرت شاه فيروز نزول فرموده بودند و از اكداله هفت كروه مينمود ) افواج حضرت فيروز شاه چون « 2 » گردان هواخواه دنبال لشكر بنگاله كردند - شاه بنگاله بهزار حيله رفته - سوار و پيادهء جرار او چندان كشته شده كه طريقهء « 3 » خرمنهاي غله از كشته‌شدگان برآمده - بلكه « 4 » بعضي راويان گفته كه از غايت كوشش « 5 » بسيار و نهايت كشش بيشمار زمين آن مقام نموده نميشد * * ابيات *
آورد چو عزم در فرودست * * كردست سپاه شمس دين پست بكرفت بجنگ چون چهل پيل * * بنمود مراجعت به تعجيل در چشم نيامد آنهمه گنج * * تا زو نرسد بمؤمنان رنج شاهي كه بجنگ خصم تنها * * بي سر بكني « 6 » هزار تنها
معهذا چون سلطان شمس الدين گريخته فرود حصار خود رسيده كوتوال حصار بكوشش بسيار دروازه داده - و درون شهر اكداله ديرهء سلطان فيروز گرديد « 7 » - درين محل راويان مدقق گفته كه جمله عورات
هامش
( 2 ن ) يعني * ( 3 ن ) خرمن خرمن خرمنهاي غله از كشته‌شدگان برآمد * ( 4 ن ) بلكه راويان روايات گفته * ( 5 ن ) كشش * ( 6 ن ) بكند * ( 7 ن ) گردانيده *