مستورات و سرپوشيدگان مخدرات ( كه درون حصار اكداله بودند ) چون آمدن حضرت فيروز شاه فرود حصار شنيدند بالاي حصار برآمدند و بديدن سلطان فيروز شاه دامنها از سر خود فرود آوردند - و سر برهنه كردند - و از غايت اضطرار زاري آغاز كردند - چون حضرت فيروز شاه ايشانرا بدينحال « 2 » ديد و مقال ايشان شنيد اين لفظ از زبان خود بركشيد - گيرم كه من درون شهر درآمدم و مسلماني چندي را بدست آوردم و اين ملك گرفتم و درين مملكت خطبه بنام من خواندند چون من درون اين حصار درآيم و بدين مسلمانان قوت نمايم چندين عورات مستورات مخدرات بدست نااهلان گرفتار گردند فرداي قيامت آمنا و صدقنا پيش كرسيء قضا چه روي نمايم - پس ميان من و طائفهء مغل چه فرق باشد - درين محل خان اعظم تاتار خان مكرر تقرير كرده كه ملكي بدست آمده نبايد گذاشت - حضرت شاه فيروز كلام از عالم ملكي برداشت كه چندين سلاطين دار الملك دهلي درين ملك رسيدند و اين ممالك را بدست آوردند هيچكس از آثار هوشياريء بسي درين زمين نمانده - بدان سبب كه زمين بنگاله زمين رجاله « 3 » است - و اميران اين مقام بكوشش تمام درون جزائر « 4 » آب بسر برند برين « 5 » وجه مخالفت متابعت سلاطين دهلي كردن مصلحت نيست انديشهء ملكي برين است - حضرت فيروز شاه بالهام آله بدين انديشه بازگشت - و اكداله را آزادپور خطاب كرد * * بيت *
هامش
( 2 ن ) برين *
( 3 ن ) وحل *
( 4 ن ) جزائرات *
( 5 ن ) بر من وجه الخ *