حركت كرده لشكر ما را به تعبيه از درون حصار بيرون آورده - اما آنچه حكم خدا و تقدير حضرت علياست همان خواهد شد * پس « 2 » در ميان افواج شاه بنگاله و افواج ملك حسامنوا قتال افتاد از ميسره ملك حسامنوا نيز دست « 3 » پشت كشاد - هريك مبارز دست بر سلاح نهاد - و طناب قتال را تاب « 4 » داد - هنوز ميان افواج شمسي و ميان افواج ملكنوا « 5 » درآويز بسان « 6 » لشكر شاه پرويز ميشد كه از طرف ميمنه ملك ديلان نيز قصد نمود - هريك غازي چون مبارزان سراندازي ابواب خونريزي كشاد - ميان فريقين به حكم رب المشرقين و رب المغربين قتال بكمال رفت - چنانچه كار از نبرد گذشت - هريك كيو چون سنان تيز تيغ بدست گرفته چون كار از تيغ نيز بگذشت كار درآويز به جائى رسيد و بمرتبهء كشيد كه پهلوانان جانبين و غازيان طرفين دست در كمر يكديگر كردند و ميان خويش از تاثير بيش در قتال شدند - چنانچه مناسب اين حال اقوال خواجهء نظاميء خوش « 7 » مقال است * * ابيات *
درآمد بغريدن ابر سياه * * ز ماهى تف تيغ بر شد به ماه
چنان آمد از هردو لشكر غريو * * كزان هول ديوانه شد مغز ديو
درين محل خان اعظم تاتار خان روي بسوي سلطان فيروز كرد
هامش
( 2 ن ) همدرين ميان افواج شاه بنگاله را با افواج ملك حسامنوا قتال افتاده *
( 3 ن ) دست بشست *
( 4 ن ) آب *
( 5 ن ) ملك حسام الدين نوا *
( 6 ن ) چون *
( 7 ن ) شيرين *