و ايشان را آگاه گردانيده - كه اگر سلطان فيروز بنوعي از درون خانه سلامت بيرون آيد آن زرهپوشان كه چون رعد « 2 » خروشان زير تختهاي در ايستادهاند بيرون آيند و تيغ چون ميغبرق بر فرق سلطان فيروز گذار كنند - سلامت رفتن ندهند - بدين تعبير خسروملك خودمراده و خداوندزاده مستعد شدند - و ميان خود متفق گشتند چون روز جمعه شد سلطان فيروز شاه بر آئين معتاد بعد از نماز جمعه براي ملاقات خداوندزاده آمد - بعد ملاقات هردو نفر فرود سقف در يك جامهخانه نشستند - و داورملك در عقب خداوندزاده بر قانون هر جمعه نشسته - درين محل راويان شريف بروايات لطيف برين مورخ ضعيف شمس سراج عفيف گفته ناپاك خسروملك خداوندزاده را از شوهري ديگر بود - المقصود آنكه ازين غدر احتراز مينمود - بفرمان حضرت ودود دران حالت داورملك اهل سعادت بديدن سلطان فيروز شاه اهل مهارت سر انگشت شهادت خود بدندان خويش گزيد - و به چشم بشارت اشارت رسانيد - اعني ازين مقام بتعجيل تمام سبك ميبايد خاست و درگاه خود ميبايد آراست - همدران لحظه و لمحه حضرت فيروز شاه از آثار الهام إله ايستاده شد - تا آمدن برگ هرچند كه خداوندزاده گفت يك لحظه توقف ميبايد كرد تا تنبول برسد درين محل سلطان فيروز شاه اكمل فرمود فتح خان ملول است - ازان سبب
هامش
( 2 ن ) اسد *