بتعجيل ميروم - انشاء اللَّه تعالى روز ديگر كهتر آمده خواهد شد سلطان فيروز سبك از خانهء خداوندزاده « 2 » بيرون آمد - بفرمان اللَّه تبارك و تعالى آن اشخاص زرهپوش كه درون حجرهاي بغلگه بودند ازين مقالت كه ميان ايشان هر دو ميرفت خبر نداشتند - چون سلطان فيروز از درون خانه سلامت بيرون آمد بفرمان كن فيكون پديدآرندهء حكمهاي مكنون آن اشخاص كه با قوت بيقياس زير تختهاي در بيروني پنهان بودند و انتظار مينمودند ايشان را از حال در آمدن سلطان فيروز در خانهء خداوندزاده خبر بود از حالت بيرون رفتن از خانه اصلا خبر نشد - سلطان فيروز شاه بكرم حضرت آله از خانهء خداوندزاده سلامت بيرون آمد * * ابيات *
پيشآور عزت و مذلت * * بخشندهء ملك و مال و ملت
شكنندهء كام كامكاران * * دوزندهء دام دامداران
چون سلطان فيروز شاه بكرم آله از درون خانهء آن اهل تباه بيرون آمد آواز بلند كرده هركسي را از هواخواهان ميطلبيد - چون روز جمعه بود بيشتر ملوك بازگشته بودند - در انوقت راي بهيرهوبهتي بناي سلطان فيروز حاضر بود آواز داد - درين محل سلطان فيروز شاه اكمل با هيبت تمام چون خسروان عظام گفته كه بهيرهو تيغي كه بر دست داري به من ده - راي بهيرهو دريافته كه كار از دست رفته راي بهيرهو گفته كه من بنده تيغ كشيده دنبال خداوند عالم ميروم
هامش
( 2 ن ) آن اهل تباه *