تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
كسي را كه ايزد كند ياوري * * كه باشد كه با او كند داوري

مقدمهء هجدهم شرح اختيار كردن سلطان فيروز خطبهء سلاطين ماضيه در نماز جمعه و اعياد و بيان سكهاي سلاطين

نقل « 2 » است بدان سبب كه اين سخن باتفاق جملهء اهل فضيلت است كه آئين جهان‌داري و قوانين شهرياري مدت چهل سال كمال فيروز شاه خوش خصال منور گردانيد - و ختم روش و رسوم تاجداري هم برو شده - معهذا چون سلطان فيروز اهل صفا در عهد دولت خويش بفراست و كياست بيش نامهاي سلاطين ماضيه در خطبهء اعياد و جمعات منور گردانيده و هم در مدت چهل سال مذكور بيست و يك سكهء مشهور كه در قسم تاجداري است و سي و يك علامات و آداب « 3 » جهان‌داري است روشن كرده اين مورخ ضعيف شمس سراج عفيف ( كه در مدت چهل سال آنحضرت را ديده و بيشتر سنوات پيش تختگاه اهل بركات برابر اصحاب ديوان وزارت در محل سلام رفته ) درين تواريخ براي دستور حال و استقبال مشرح و مبين بازديده - تا يادگاري باشد - مشتمل بر سه ذكر - ذكر اول بيان اختيار كردن سلطان فيروز شاه نامهاي بعضي سلاطين در خطبهء اعياد و جمعات - مقرر « 4 » همگنان و مبرهن باستان است كه قانوني بود
هامش
( 2 ن ) نقل است و درين نقل عجائبات نقل است بدان سبب الخ * ( 3 ن ) امارات * ( 4 ن ) مقر *