تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
در عهد دولت خود شريعت محمد رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم را امام ساخته اشجار مراحم در صحن گلزار بنده و احرار كاشته آنچه نامشروعات بود به تمام دور گردانيده - و هرچه مشروع بود ازان هم خفت كرده - بلكه در طلبهاي ديواني از قانونات قانوني خارج محصول ديوان « 2 » در تنكه دو جيتل ستدن فرموده - اگر كاركني و صاحب عملي ازان زيادت ستدي تدارك اليم شدي اگر كالائى و يا متاعى در كارخانها خريد ميكردند بر نهج معادلت و قيمت روز ميستدند - طوائف بازار از صغار و كبار خرسند بودند - هركجا كالاي نفيس و يا متاع لطيف بودي براي خريد كارخانها ذخيره ميكردند - زيرا چه چون « 3 » نرخ بعدل شود و مال در زمان واحد ادا كنند هراينه طوائف را نفع بسيار شود - همه خرسند شوند - ملك سلطان فيروز شاه از بسياريء خوف « 4 » إله بر عهده‌داران درگاه تاكيد كردي كه بر كسي از تاثير طمع بسي تعدي نرود - چون چنين تاكيد شد رعيت افزود - و سير گشت در مقامات خرمي نشست - تا كار رعاياي « 5 » سلطنت بجائي رسيد و بمرتبهء كشيد كه از قسم آبادي در هر اقطاعي و در هر پرگنهء در هر كروهي چهار ديه آبادان گشت - در خانهاي رعيت چندان غله و مال و اسپان و اسباب كه نتوان گفت - و هريكي را زر و نقره
هامش
( 2 ن ) سلطنت * ( 3 ن ) خوف نرخ تعلل شود * ( 4 ن ) حرف إله * ( 5 ن ) رعاياى مملكت و براياى سلطنت *
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 99 | شمس سراج عفيف / ولايت حسين