بسيار و اسباب بيشمار - هيچ عورتي از عورات رعايا به غير از پيرايه نبودي - در خانهء هريكى از رعايا بسترهاي پاكيزه و پلنگهاي خوب و اشياهاي بسيار « 2 » و مال فراوان هر همه را رخت « 3 » بيپايان جمله مملكت دهلي بفيض ازلي از بسياريء دستگاه بيغم شده *
* بيت *
خداترس را بر رعيت گمار * * كه معمار ملك است پرهيزگار
مقدمهء هفدهم غدر خسروملك و خداوندزاده دختر سلطان تغلق كه بر سلطان فيروز شاه كرده بودند
نقل است كه سلطان فيروز شاه بعون حضرت آله در شهر دهلي مشغول باستمالت مملكت و آئين « 4 » سلطنت شد - خداوندزاده دختر سلطان تغلق و خسروملك شوهر « 5 » او در دهلي درون مقام حرم سلطان محمد در خانهء خويش ميبودند - و سلطان فيروز شاه قاعده كرده بود كه بعد از نماز جمعه مخصوص براي ملاقات خداوندزاده رفتي - چون سلطان فيروز شاه خداوندزاده را ديدي بتواضع تمام و شتاب گام بكوشش ايستاده شدي - خدمت كردي - دران وقت خداوندزاده نيز بتواضع تمام خدمت كردي - سلطان فيروز شاه
هامش
( 2 ن ) بيقياس *
( 3 ن ) راحت *
( 4 ن ) بر آئين *
( 5 ن ) پسر او و داور ملك شوهر او دهلي *