تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
و مخدرات مسلمانان بر دست نااهلان افتند - در ايام پيران سالي عهده‌دار « 2 » قيامت شوم تا كي خواهم زيست - هرچه آمد آمد رضينا بقضاء الله تعالى - آنچه حكم اوست همان خواهد شد چون آن امرا ديدند كه خواجهء جهان بتحقيق بر سلطان فيروز خواهد پيوست بعضي از ايشان برابر خواجهء جهان بر سلطان فيروز رفتند - و بعضي روي بتفريد نهادند - المقصود « 3 » قوام الملك در فتح‌آباد بر سلطان فيروز پيوست - و خواجهء جهان در منزل دهانسور نزديك اكروده متصل قوام الملك دوم روز پيوست - راويان شريف برين مورخ ضعيف شمس سراج عفيف بكلمات لطيف روايت كرده - و برين جمله بازنموده « 4 » كه حضرت فيروز شاه بوقت نماز ديگر بار داده - و بر صندليء دولت نشسته - اركان دولت جمله حاضر بودند چنانچه رسوم آئين سلاطين « 5 » است - سرايچهء سراپرده فرود آورده - خواجهء جهان زنجير در گردن خود كرده و پگ از سر فرود آورده طاقيه « 6 » بر سر خود نهاده تيغ برهنه بر گلوي « 7 » خود بسته در محل پايان متصل حجاب ايستاده - و وقت فرود آوردن سرايچه بوقت نماز ديگر سلام از دور مىشود موازنهء يك تير پرتاب - معهذا چون بعد از زماني نظر سلطان بر خواجهء جهان افتاد همان زمان سلطان كسان فرستاد تا بر
هامش
( 2 ن ) مواخذه‌دار * ( 3 ن ) المقصود خواجهء جهان در فتح‌آباد بر سلطان فيروز پيوست * ( 4 ن ) باز نمودند * ( 5 ن ) سلطان * ( 6 ن ) طايقة * ( 7 ن ) در *
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 70 | شمس سراج عفيف / ولايت حسين