تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
و به دو « 2 » گزندي رساند - آدميان افعال « 3 » نيك بملائكه حواله كنند * * بيت *
ملك و ديو هردو حيرانند * * آدمي ملك خويش ميرانند
چون حكم الله تبارك و تعالى برين بود كه خواجهء جهان شهادت يابد همه اسباب متوسط شد * * ابيات *
راهي كه براي « 4 » نفس گيرند * * يا خسته شوند و يا بميرند از ماست رسيده اينكه بر ماست * * اندوه خورم چه سود بر ماست
المقصود چون خواجهء جهان پنهان پنهان در خاطر خويش از نهايت فكر بيش گذرانيد كه اين كار چون بر غلط بود به گمان من كي راست آيد - اين زمان بهتر آن باشد كه من نيز بسلطان فيروز پيوندم و راستيء غلط بازنمايم - آنچه حكم إله و فرمان الله است آن خواهد شد حاصل الامر قوام الملك روز پنجشنبه از شهر دهلي بيرون آمده بود همدران روز در منزل اسماعيل فرود آمد كه بيست « 5 » و چهار كروه از دهلي است - و خواجهء جهان روز جمعه بعد از نماز از شهر دهلي كوچ كرده - و در حوض خاص علائي فرود آمده - آن جميع ملوك كه با خواجهء جهان بدل و جان يكي « 6 » شده بودند متفق شدند - و با خواجهء جهان در حوض خاص آمدند - چنانچه ملك حسن و ملك خطاب و ملك حسام الدين ازبك و اشخاص ديگر - هر همه حيران
هامش
( 2 ن ) برو * ( 3 ن ) آدميان نيك افعال بملائكة كنند * ( 4 ن ) هواي * ( 5 ن ) بيست كروه * ( 6 ن ) يك جا *