تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
همه ميان خويش انديشهء گفتن پيش تخت قرار دادند كه صريح باز نمايند * * بيت *
* تا بخت كدام در كشايد * * * اقبال كدام ره نمايد *
معهذا اين جمله اشخاص از محل خلوت پيش در سلطان فيروز آمدند - و ملك عماد الملك را درون محل بر سلطان فرستادند عماد الملك باز نمود كه جميع ملوك بيك اتفاق آمده‌اند - چيزي التماس دارند - حضرت « 2 » فيروز شاه بالهام آله دريافته كه اين ملوك تخم منقلب در زمين قلب خود كاشته دل از مملكت ما برداشته فرمان شد بطلبند - چون ( ايشان ) درآمدند هر همه سر بر زمين نهادند بعضي راويان شريف برين مورخ ضعيف شمس سراج عفيف روايت كردند كه درين محل حضرت فيروز شاه را بشرهء مبارك تغير شده القصه اين جميع ملوك الفاظ مخلصانه و كلمات دوستانه آغاز كردند و باز نمودند كه بكرم آله حضرت شاه را نصرت دست داد - دهلي فتح شد - خواجهء جهان به حضرت پيوسته - تعلق « 3 » خاطرها و انديشهء حزنها از دلها يكسو گشته - بر بندهء مومن يك حج گزاردن فريضه است - اگر فرمان شهريار و طغراي جهاندار شود بندگان درگاه و مخلصان اين بارگاه بسوي خانهء كعبه روان شوند - حضرت فيروز شاه
هامش
( 2 ن ) چون حضرت * ( 3 ن ) تعلق خاطر و انديشه ازو يكسو گشته *