تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
و طيران شده بر خواجهء جهان بازنمودند كه شما را اتفاق ملاقات سلطان فيروز افتاد ما را چه اشارت مىشود - درين محل خواجهء جهان گفت كه ياران بدانيد و آگاه باشيد كه درين « 2 » كار يعني اختيار كردن پسر سلطان محمد مرا طمعي و غرضي نبود - زيراچه مقام « 3 » امامت خاصهء تاجداران است - و مقام وزارت خاصهء وزرا است - اگر تاجداران دل بر كار وزرا نهند و وزرا دل بر كار شهرياري اندازند در مرور ايام ملك روي بخرابي آرد - چون بسمع من رسيد كه سلطان محمد وفات يافت و لشكر را مغل تاخت سلطان فيروز و تاتار خان غائب شدند براي قرار خلق شهر و اطراف چند گاه آن خرابي « 4 » اختيار كرده شد - و درين « 5 » اختيار غلط « 6 » بيشمار و سهو بسيار افتاد - خلائق هر دو جانب آوازها برآوردند - و گرنه مرا با مقام سلاطين چه كار * * ابيات *
صياد همه « 7 » طيور بندد * * سيمرغ بدام وي نگنجد روبه كه مقام شير جويد * * اندام به خون خويش شويد
معهذا با اين هم در عهد سلطان محمد سلطان فيروز را پسر خوانده بودم و اتباع من پيش او ميآمد - و او نيز پدر خوانده بود - اما نميدانم كه در زير اين الله تبارك و تعالى را چه حكمت است و چه پيدا خواهد آورد - شما را نيز برابر من ميبايد آمد - سلطان فيروز
هامش
( 2 ن ) اين كار اختيار كردن پسر سلطان * ( 3 ن ) اين مقام * ( 4 ن ) خسروك * ( 5 ن ) در پي * ( 6 ن ) خطاء * ( 7 ن ) همي *
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 68 | شمس سراج عفيف / ولايت حسين