تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢

مقدمهء دهم مقالت اصحاب سلطان نسبت خواجهء جهان

نقل است حضرت فيروز شاه خواست تا خواجهء جهان را مضرت نرساند - و باز بمرتبهء وزارت نشاند - در خاطر گذرانيد كه زمرهء وزيران و فرقهء دستوران اهل قلم باشند مدام دلهاي عمال « 2 » خراشند - و بكوشش براي جمع كردن اموال كوشند ايشان را با مقام سلاطين چه كار - چون او را غلط افتاد آخر الامر ابواب الحاح و عجز كشاد - حالا « 3 » بر او عفو ميبايد كرد - و او را باز بمرتبهء وزارت ميبايد رسانيد - درين محل حضرت شهريار اكمل خواست تا عمل مشائخ را دستور سازد - يعني « 4 » گناه خواجهء جهان ببخشد - چون اعوان درگاه و انصار بارگاه حضرت فيروز شاه دريافتند كه مزاج شاه برين است تا از سر جنايت خواجهء جهان چون خسروان بازآيد همه بيك اتفاق از زمرهء خانان عظام و فرقهء ملوك با احترام جمله جمع شدند - و ميان خويش متفق گشتند و با يكديگر مشورت كردند - و گفتند كه در قسم ملكي و قانون جهانداري بدين حد از سر « 5 » خيانت اعدا گذشتن نشايد - درين محل « 6 » پشيماني روي نمايد - عاقبت كار از آثار اسرار اين كردار « 7 » زيان اصلي رسد - هر
هامش
( 2 ن ) اهل عمال * ( 3 ن ) چنين غلط * ( 4 ن ) يعني از سر گناه خواجه جهان بازايد و به دو ببخشد * ( 5 ن ) از سر جنايت خيانت اعدا * ( 6 ن ) فعل * ( 7 ن ) گرداب *