تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠

مقدمهء پنجم بيان غلط خواجهء جهان احمد اياز به اختيار « 2 » كردن پسر سلطان محمد بپادشاهي

نقل است چون سلطان محمد در نوبت آخرين جانب دولت‌آباد سواري كرد چند نفر را در دهلي گذاشت - يكي ملك كبير - دوم قتلغخان - سيوم سلطان فيروز كه دران ايام نائب امير حاجب بود - بتقدير الله تعالى ملك كبير و قتلغخان پيش از نقل سلطان محمد خراميدند - و سلطان محمد سلطان فيروز را بر خود طلبيد - چون دهلي خالي بود سلطان محمد خواجهء جهان را در دهلي از تهته فرستاد تا خواجهء جهان در دهلي نائب غيبت باشد - و بعضي ملوك در پهلوي او بودند - چنانچه ملك قوام الملك اعني خان جهان و ملك حسن و ملك حسام الدين ازبك و ملك خطاب « 3 » و اشخاص ديگر - درين محل عوام گويند چون خواجهء جهان شنيد كه سلطان محمد نقل كرد و جملهء خانان و ملوك و علما و مشائخ اهل سلوك كه آن جانب بودند سلطان فيروز را در پادشاهي نشاندند بعد شنيدن اين اخبار و آثار گفتار اين اسرار خواجهء جهان پركار پسر سلطان محمد را در دهلي بپادشاهي نشانده و « 4 » با سلطان فيروز بمقاومت پيش آمده - خلق را با خود يار كرده - و اين قول عوام درست نيست - اين مورخ ضعيف شمس سراج عفيف
هامش
( 2 ن ) اجتهاد * ( 3 ن ) خطاب - بلا ملك * ( 4 ن ) كه با سلطان فيروز بمقاومت پيش آيد *