تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
اين مثنوي ميسرائيدند * * مثنوي *
سلطان شهانست شاه فيروز * * كردست ازل خداش شهروز سلطان شهان و شهرياران * * سر تاج سران و تاجداران
المقصود سلطان فيروز اول در قسم ملكي و جهانداري در روز جلوس اين امر كرد و گفت ( بشيرا برو حشم را گرد آر ) ازين شغل عماد الملكي او يافت - جلوس سلطان فيروز بتاريخ بيست و چهارم ماه محرم سنه اثنين و خمسين و سبعمائه بود - معهذا سلطان فيروز شاه مستثنى همچنان پيل‌سوار درون حرم رفت و در پاي خداوندزاده افتاد خداوندزاده سر سلطان فيروز را در كنار گرفت - و يك لك تنگه را كلاه جهانداري يادگار « 2 » سلطان تغلق شاه و سلطان محمد شاه بر سر سلطان فيروز شاه بدست خود نهاد - سلطان فيروز ازان مقام بازگشت - خلق را آرام شد - الحمد لله على ذلك *

مقدمهء چهارم جنگ كردن فيروز شاه با طائفهء مغل

نقل است چون سلطان فيروز بر تخت پادشاهي نشست خلق بغايت خوش گشت - با اين هم دلها از سبب لشكر مغل بغايت در تعلق بود - و لشكر مغل بعد از غارت كردن بنگاه هم در جوار لشكرگاه دهلي فرود آمده بودند - جملهء خانان و ملوك
هامش
( 2 ن ) يادگاري *