پيش وجود همه آيندگان * بيش بقاى همه پايندگان 1
تا بتوانى به كسى بد مكن * نيك زى و دشمنى خود مكن 351
تا بديدى دلش به ديدهء راز * ديدنىهاى اين نشيب و فراز 271
تا پرند نيلگون بر روى پوشد مرغزار * پرنيان هفترنگ اندر سرآرد كوهسار 139
تاخت چو بر سطح زمين و زمان * فيضرسان گشت به بحر و به كان 350
تا درنرسد وعدهء هركار كه هست * سودى ندهد يارى هريار كه هست 508
تا شاه خردهبين سفر سومنات كرد * كردار خويش را علم معجزات كرد 138
تا شده آن مور به حلقش فرو * مرغ دگر حملهور آمد برو 350
تا كه ز اطوار قضاوقدر * مور ضعيفى به يكى رهگذر 350
تا نكنى جاى قدم استوار * پاى منه در طلب هيچ كار 289
تحمّل دلكش است امّا نه چندين * شكيبايى خوش است امّا نه چندين 323
ترتيب فضل و قاعدهء جود و رسم داد * عبد الحميد احمد بن عبد الصّمد نهاد 175
تكيه بر جاى بزرگان نتوان زد به گزاف * مگر اسباب بزرگى همه آماده كنى 369 ، 621
تُند چون باد آمد از آن خارخار * از پى گل گشت به سوى بهار 305
تو سرسبز باشى به شاهنشهى * كه من كردهام سر ز بالين تهى 481
تيغ حلم از تيغ آهن تيزتر * بل ز صد لشكر ظفرانگيزتر 320
تيغزن مشرق از آن سوى آب * كرد چو روشن كه رسيد آفتاب 305
جدّ سوّم شاه غياث الامم * حاكم فرمان ز عرب تا عجم 300
جهانپروران را به شاهى ستود * به القاب ظلّ الهى ستود 2
جهان خوابست پيش چشم بيدار * به خوابى دل نبندد مرد هشيار 263
جهاندار محمود شاه بزرگ * به آبشخور آرد همى ميش و گرگ 76
جهان را چنين است آيين و داد * كه جز مرگ كس را ز مادر نزاد 417
جهان را شهنشاه زيب و فر است * كه بىشاه عالم تن بىسر است 2
چنان بساخت جهان را هواى دولت او * كه از طبيعت اضداد رفت ناسازى 483
تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 709
مساهمون: محمد رضا نصيرى
ص٧٠٩