اگر حاجت افتد به خواب گران * توان يافت در ديدهء پاسبان 5
اگر زن نكو بودى و راىزن * زنان را مزن نام بودى نه زن 201
اگر ساقى تو خواهى بود مار * اكه مىگويد كه مى خوردن حرام است 312
اگر مراد به جاه اندرست و جاه به مال * مرا ببين كه ببينى جمال را به كمال 135
اگر هزار جفا سرو قامتى بكند * چو خود بيايد عذرش نبايد آوردن 430
امروز كه زلف يار در كاستن است * چه جاى به غم نشستن و خاستن است 138
انديشه در اين طلسم سربسته خطاست * آغاز جهان كه ديد و انجام كه يافت 13
او در اين تدبير و آگه نى كه تقدير فلك * صفحهء تدبير را خطّ مشيّت دركشد 560
اوّل پدرت نهاد كين را بنياد * تا خلق جهان جمله به بيداد افتاد 185
اى بخشش لك تو در جهان آورده * كان را كف تو كار به جان آورده 226
اى حريف عدم قدم درنه * كم زن اين عالم كم از كم را 480
اى دو جهان ذرّهاى از راه تو * هيچتر از هيچ به درگاه تو 15
اين رشته قضا نه آنچنان بافت * كورا سر رشتهاى توان يافت 12
اين ز كعبه بتان برون انداخت * و آن ز كين سومنات را پرداخت 116
اين سنگ شكسته زان نهاديم ز دست * باشد كه شكستهاى درو آسايد 342
اى نهاده در ميان فرق جان خويشتن * جسم ما زنده به جان و جان تو زنده به تن 137
با آنكه بناهاش بسى سال بود * از زلزله شد « عاليها سافلها » 603
بازى كه صيد از كف شاهين كند برون * زان پس به صيدگاه شمارد كبوترش 586
بخت چون ديوانه از ره گم شود * عقل چون شب كور در چاه اوفتد 293
بخت و دولت چه شد ار يار شد اى خواجه به دهر * نتوان خورد از اين مائده جز قسمت خويش 513
بدگهر با كسى وفا نكند * اصل بد از خطا خطا نكند 288
بدى را بدى سهل باشد جزا * اگر مردى « احسن الى من اسا » 322
بر آتش دل منه كو رخ فروزد * كه وقت آيد كه صد خرمن بسوزد 329
بر آن تن كه زد خنجر سختكوش * درآمد سرش پاىكوبان ز دوش 204
تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 706
مساهمون: محمد رضا نصيرى
ص٧٠٦