به جاى گياگرد رست از زمين * بگشت آسمان جاى تخم آدمين 333
به خدا گر به زير چرخ كبود * همچو او هست و بود و خواهد بود 412
به خرّم دلى زان طرف بازگشت * سوى بزمگاه آمد از كوه و دشت 428
به رايى لشكرى را بشكند پُشت * به شمشيرى يكى تا ده توان كُشت 286
به زر مىتوان لشكر آراستن * به لشكر توان تخم كين كاشتن 354
به شاهان گيتى سپرد از كرم * بساط جهان از عرب تا عجم 2
به كه ز بيچارگى جان خويش * معترف آييم به نقصان خويش 16
به مردى كه ملك سراسر زمين * نيرزد كه خونى چكد بر زمين 332
به مشرق گر بود كشت مرادش * ز مغرب دررسد باران و بادش 393
به ناگاه در قصر شاه آمده * به خون پدر كينهخواه آمده 314
به نزد من آن كس نكوخواه تست * كه گويد فلان خار در راه تست 365
به نقض عهد دليرى مكن كه چرخ فلك * نتيجهء عملت زود در كنار نهد 532
به نيروى اقبال آن شير مست * دوباره سپاه عدو را شكست 282
به نيروى مردى و فرهنگ خويش * به گردون برافراخت اورنگ خويش 4
به هرسو كه شمشير او كار كرد * يكى را دو كرد و دو را چار كرد 204
به هر منزل ز پيش تخت تا دور * فشانده گنجها بىمنع گنجور 354
به هشتصد و نود و چهار رفت از عالم * خديو ملكستان و جهانگشا بهلول 589
به يك جامخانه تن شاه را * بپيچيده آن قوم وحشتگرا 315
بيا مطرب بساز ابريشمى چنگ * بدين شادى كه آمد دوست در چنگ 398
پايدارى به عدل و داد بود * ظلم شاهى چراغ و باد بود 270
پريده از چمن كبك بهارى * چرا چون ابر نخروشم به زارى 297
پس به دست خروش بر تن دهر * چاك زن اين قباى معلّم را 480
پناه جهان گشت اين تاج و تخت * ز روى زمين فتنه بربست رخت 5
پند نيازى بشنو زينهار * تا نخورى خون ز بد روزگار 351
تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 708
مساهمون: محمد رضا نصيرى
ص٧٠٨