تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 708

مساهمون:

ص٧٠٨
به جاى گياگرد رست از زمين * بگشت آسمان جاى تخم آدمين 333 به خدا گر به زير چرخ كبود * همچو او هست و بود و خواهد بود 412 به خرّم دلى زان طرف بازگشت * سوى بزمگاه آمد از كوه و دشت 428 به رايى لشكرى را بشكند پُشت * به شمشيرى يكى تا ده توان كُشت 286 به زر مىتوان لشكر آراستن * به لشكر توان تخم كين كاشتن 354 به شاهان گيتى سپرد از كرم * بساط جهان از عرب تا عجم 2 به كه ز بيچارگى جان خويش * معترف آييم به نقصان خويش 16 به مردى كه ملك سراسر زمين * نيرزد كه خونى چكد بر زمين 332 به مشرق گر بود كشت مرادش * ز مغرب دررسد باران و بادش 393 به ناگاه در قصر شاه آمده * به خون پدر كينه‌خواه آمده 314 به نزد من آن كس نكوخواه تست * كه گويد فلان خار در راه تست 365 به نقض عهد دليرى مكن كه چرخ فلك * نتيجهء عملت زود در كنار نهد 532 به نيروى اقبال آن شير مست * دوباره سپاه عدو را شكست 282 به نيروى مردى و فرهنگ خويش * به گردون برافراخت اورنگ خويش 4 به هرسو كه شمشير او كار كرد * يكى را دو كرد و دو را چار كرد 204 به هر منزل ز پيش تخت تا دور * فشانده گنج‌ها بىمنع گنجور 354 به هشتصد و نود و چهار رفت از عالم * خديو ملك‌ستان و جهانگشا بهلول 589 به يك جامخانه تن شاه را * بپيچيده آن قوم وحشت‌گرا 315 بيا مطرب بساز ابريشمى چنگ * بدين شادى كه آمد دوست در چنگ 398 پايدارى به عدل و داد بود * ظلم شاهى چراغ و باد بود 270 پريده از چمن كبك بهارى * چرا چون ابر نخروشم به زارى 297 پس به دست خروش بر تن دهر * چاك زن اين قباى معلّم را 480 پناه جهان گشت اين تاج و تخت * ز روى زمين فتنه بربست رخت 5 پند نيازى بشنو زينهار * تا نخورى خون ز بد روزگار 351
تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 708 | محمد رضا نصيرى / محمد قاسم هندو شاه استر آبادى