فهرست اشعار
آن جهاندارى كه سقف چرخ از ايوان او * در علوّ مرتبتگويى كه فروردينوش است 253
آنچه او ديد از جلال و مرتبت خاقان نديد * و آنچه او كرد از كمال معدلت دارا نكرد 5
آن خداوندى كه حاتم بذل و رستمكوشش است * ناصر دنيا و دين محمود بن التمش است 253
آن قلعه گواليار و آن حصن حصين * در ستمائه سنهء ثلثين بگرفت 237
آهنين شمشير چون آتش چه تابى اى پدر * تا مرا داغ يتيمى بر جگر خواهى نهاد 295
ادب بزرگ كند مرد را تو شاهد طبع * به حليه ادب آراى تا بزرگ شوى 279
از آن رو در اين عالم بىوفا * نبستند دل اهل ملك ولا 315
از آن فال فرخ دل خسروى * چو كوه قوى يافت پشت قوى 429
از بهر شكار فيل در جاجنگر * دو فيل بكشت و سى و سه زنده گرفت 491
از حرف نگار اين گره نگشايد * دانستن اين راز شگرفى دگر است 14
از رشك كف تو خون گرفته دل كان * وز لعل بهانه در ميان آورده 226
از شرب مدام و لاف مشرب توبه * وز عشق بتان سيم غبغب توبه 138
ازين پيوند فرزندى به مادر * نيايد پاى شه فردا به آذر 395
اسبان بلند برنشستيم * تركان گرانبها خريديم 480
اسمعيل مخ را در آن دار و گير * به شاهى بخواندند سلطان نصير 474
اگر بايدت شوكت و سرورى * دل زيردستان به دست آورى 613
اگر بد كنى چشم نيكى مدار * كه هرگز نيارد گز انگور بار 419
اگر به ثروت ساسانيان رسى و كيان * وگر به چرخ فرازى علم ز جبارى 479