تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 705

مساهمون:

ص٧٠٥

فهرست اشعار

آن جهاندارى كه سقف چرخ از ايوان او * در علوّ مرتبت‌گويى كه فروردين‌وش است 253 آنچه او ديد از جلال و مرتبت خاقان نديد * و آنچه او كرد از كمال معدلت دارا نكرد 5 آن خداوندى كه حاتم بذل و رستم‌كوشش است * ناصر دنيا و دين محمود بن التمش است 253 آن قلعه گواليار و آن حصن حصين * در ستمائه سنهء ثلثين بگرفت 237 آهنين شمشير چون آتش چه تابى اى پدر * تا مرا داغ يتيمى بر جگر خواهى نهاد 295 ادب بزرگ كند مرد را تو شاهد طبع * به حليه ادب آراى تا بزرگ شوى 279 از آن رو در اين عالم بىوفا * نبستند دل اهل ملك ولا 315 از آن فال فرخ دل خسروى * چو كوه قوى يافت پشت قوى 429 از بهر شكار فيل در جاج‌نگر * دو فيل بكشت و سى و سه زنده گرفت 491 از حرف نگار اين گره نگشايد * دانستن اين راز شگرفى دگر است 14 از رشك كف تو خون گرفته دل كان * وز لعل بهانه در ميان آورده 226 از شرب مدام و لاف مشرب توبه * وز عشق بتان سيم غبغب توبه 138 ازين پيوند فرزندى به مادر * نيايد پاى شه فردا به آذر 395 اسبان بلند برنشستيم * تركان گران‌بها خريديم 480 اسمعيل مخ را در آن دار و گير * به شاهى بخواندند سلطان نصير 474 اگر بايدت شوكت و سرورى * دل زيردستان به دست آورى 613 اگر بد كنى چشم نيكى مدار * كه هرگز نيارد گز انگور بار 419 اگر به ثروت ساسانيان رسى و كيان * وگر به چرخ فرازى علم ز جبارى 479
تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 705 | محمد رضا نصيرى / محمد قاسم هندو شاه استر آبادى