تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
و دمار از ما برآورد . پس به قهقهه از مكّارى و پركارى خنديده گفت : « اى نادان هرآنكه از خصمان طريق صواب جويد و راه سداد پويد يقين كه در چاه خطا افتد . ايشان با تو استهزا كرده آن دم كه به وجود آمدى عضو تناسل از غايت خردى و حقارت خوب مرئى نبود ، اكنون كه ما صدق جزو اعظم از كلّ شده چگونه بىمحابا به مادر خواهى نمود ؟ » جرجودهن از اين سخن غافل فريب و گول خورده دست توسّل به دامن وى مستحكم ساخت و كشن گفت : آنچه پندوان گفته‌اند خوب است ، ليكن حمايل‌هاى طويل الذّيل گل در گردن افكن تا عضو تناسل پوشيده شود . جرجودهن همچنان كرد و مقابل مادر رفته گفت : اينك آمدم چشم بگشا . مادر به گمان آنكه از پندوان تعليم گرفته باشد و يقين كه آنها بد نگفته باشند بىدغدغه چشم بگشاد و چون حمايل گل به نظر درآمد نعره بزد و بيهوش افتاد . بعد از آنكه به هوش آمد عظيم بناليد و گفت : اى پسر تجويز حمايل گل پندوان كرده‌اند ؟ گفت : لا و اللّه ، كشن كرده . گندهارى دست به دعاى بد برداشته به سوز تمام كشن را نفرين كرد و دست دريغ بر هم سوده گفت : « اى پسر ، بر همين موضع كه از نور نظرم مستور مانده حربه كارگر آمده به قتل رسى و روز نبرد همچنان‌كه گندهارى خبر داده بود حربه بر موضع مذكور آمده به قتل رسيد « 1 » و كشن نيز چنانچه سابقا مذكور شد ، به گوناگون عقوبات راه عدم پيش گرفت ] « 2 » . القصّه ، جدشتر بعد از مظفّر گشتن ، حاكم مستقل شد و ديگر بار به مرور و تدريج فرمانرواى عالم گرديد و چون سى و شش‌سال از اين قصّه گذشت جدشتر به بدرقهء توفيقات يزدانى حقيقت بىوفايى دنياى بىبقا دريافته پيش از آنكه او در مقام ادبار درآيد ترك فاحشهء دنيا كرده به رفاقت هرچهار برادر طريق تجرّد اختيار كرد و در آخر مسافرت دار الامن ملك عدم اختيار فرمود .
هامش
( 1 ) . م : 1 / 12 . ن ، 1 / 8 : « اى پسر . . . به قتل رسيد » ندارد . ( 2 ) . پ . ش : مطالب بين [ ] از ص 24 به بعد را ندارد . از پت نقل شد .