تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
آورده‌اند كه چون وضع حملش نزديك شد ، به خاطر گذرانيد كه شوهرم دهتراشتر بنا بر عدم بصر از ديدار فرزند بىبهره است ، آن به كه من نيز چشم از ديدن فرزند در دنيا و مافيها ببندم و با شوى همدرد باشم . پس روزى كه جرجودهن خواست از كتم عدم به وجود آيد چشم جهان‌بين بست . و همچنين سال‌ها چشم بسته داشت تا آنكه پسر بزرگ شده با پندوان مخاصمت كرد و از طرفين در مقام لشكركشى شده با جهان جهان سپاه روبه حربگاه نهادند و بعد به قرب مبدّل گشته قرار يافت كه فردا مبارزت نمايند . پسر را گفت : « اى قرّة العين ، نور چشم والدين ، وجود فرزند را بسان سلاح متين از جميع آفات و جملهء بليّات مصون و محروس مىدارد . فردا كه شروع در كارزار خواهد شد چون تن نازنينت از اين جوشن عارى است انديشه‌مندم كه مبادا به تو آسيبى رسد . پس برهنه حاضر آى تا چشم گشودم بر وجودت نظر افكنم . » جرجودهن طريق ملازمت پرسيد . گفت : « اى پسر هيچ‌كس در عقل و دانش و فضل و بينش و راستى و درستى در اين زمان مانند پندوان نيست ، به خدمت ايشان شتافته استفسار نما . » جرجودهن تنها به ملازمت پندوان رفته سبب آمدن باز گفت . ايشان لوازم مهماندارى به جاى آوردند و با وجود آنكه مىدانستند اعدا عدو است سررشتهء صلاح و سداد از كف نداده سخن راستى در ميان آوردند و گفتند : « فرزند از بطن مادر برهنه به وجود مىآيد و چشم ابوين هم در همان آن بر وى مىافتد و چون اين اوّلين دفعه است كه مادر تو را مىخواهد ببيند همانا امروز روز نخستين تولّد توست ، صواب آنكه عريان شده به حضور مادر روى تا نور نظرش بر سر و پاى وجودت افتاده از بليّات محفوظ سازد . » جرجودهن « 1 » وداع كرده عازم مراجعت گشت . در اثناى راه كشن به دو دچار شده پرسيد كه تنها به لشكر خصم آمدن را سبب چه بود ؟ جرجودهن ماجرا شرح داد . كشن با خود گفت : واويلا ، اگر او به گفتهء پندوان عمل نمايد رويين‌تن گشته هيچ حربه بر وى كارگر نيايد
هامش
( 1 ) . م ، 1 / 12 . ن ، 1 / 8 : دريودهن .
تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 23 | محمد رضا نصيرى / محمد قاسم هندو شاه استر آبادى