شعر
گفتى كه كجا رفتند آن تاجوران اينك * ز ايشان شكم خاكست آبستن جاويدان « 1 »
بالجمله ، كوروان و پندوان هفتاد و شش سال به اتّفاق يكديگر ملكرانى كردند و سيزده سال جرجودهن به استقلال حكومت روى زمين داشت . و بعد از جنگ نيز سى و شش سال جدشتر حكومت تمام عالم كرد كه مجموع ايّام سلطنت فريقين يكصد و بيست و پنج سال بود . سبحان اللّه ، اينچنين حكايت عجيب و غريب را در هيچ يك از [ 13 ] تواريخ هفت اقليم غير از كتب هندوستان اثرى نيست .
كهنهفروشان بازار سخنورى چنين مىنمايند كه بعد از مرور ايّام و اعوام از اولاد ارجن « 2 » به دو واسطه فرزندى پيدا شد كه بر سرير سلطنت و رياضت ، يعنى صورى و معنوى ، نشسته ابواب عدل و رأفت بر روى روزگار گشاد و احوال گذشته را آيينهء اوضاع آينده ساخته در مرضيّات الهى به سر مىبرد . روزى به خاطر خطير او رسيد كه سبب نزاع سلف من چه بود و احوال بزم و رزم ايشان چگونه است ؟ از بيشم به اين « 3 » نام ، كه داناى عصر بود و در مصلحت او مىبود ، استدعايى بيان كرد بيشم به اين گفتا كه بياس « 4 » ، كه استاد من و حكيم داناست و در اين وقايع حاضر بوده و از نقير و قطمير آن سرگذشت واقف است ، از او سؤال كن . بنابراين ، از حكيم مشار اليه درخواست اين مطلب نموده و او به واسطهء ضعف بنيه و مشاغل معنوى از گفتن ابا نموده اين داستان را به آهستگى مشتمل بر مواعظ و نصايح در قيد عبارت كشيد و در تنگناى كتابت درآورده آن را مهابهارت نام كرد . و وجه تسميهء آنچه از افواه مسموع مىشود اين است كه « مها » به معنى بزرگ است و « بهارت » به معنى جنگ و چون آن كتاب مخبر از جنگهاى بزرگ است [ آن را ] « 5 » مهابهارت نام كرد . امّا اين خلاف مىنمايد چه « بهارت » در لغت اهل هند به معنى جنگ نيامده ظاهرا چون در
هامش
( 1 ) . پت . س : ندارد . شعر از خاقانى ، ديوان ، 1 / 468 .
( 2 ) .Arjun( 3 ) . م ، 1 / 13 . ن ، 1 / 9 : بهشيم به اين .
( 4 ) . بياسBayas- وياسVeyas.
( 5 ) . پ : ندارد . از ش افزوده است .