گزارندگان اقاويل مىنمايند « 1 » كه در اين كارزار بزرگ ، يازده كوهن « 2 » لشكر جانب كوروان بود و هفت كوهن جانب پندوان ، و كوهن به اصطلاح هنديان عبارت است از بيست و يك هزار و هشتصد و هفتاد شخص فيل سوار و مطابق اين عدد ارّابه سوار ، شصت هزار و سيصد و ده « 3 » شخص اسب سوار و يك لك و نه هزار و سيصد و پنجاه پياده . و اين قتال عجيب و جنگ غريب در ميان هژده روز واقع شد و از همه طرفهتر آنكه از جانب غالب و مغلوب زياده از دوازده كس زنده نماندند .
چهار نفر از لشكر جرجودهن جان به سلامت ، برده در سلك سپاه ظفرپناه منتظم گشتند ، يكى هرچاره « 4 » برهمن كه استاد فريقين و صاحب السيف و القلم بود ، دوم اشوتهامان پسر حكيم درون كه او نيز استاد فريقين بود ، سوّم كرت برمان « 5 » كه از جماعت جادوان « 6 » بود ، چهارم اسنجى كه با وجود وفور دانش به هلبان دهتراشتر مذكور بود . و از جانب پندوان هشت نفر از گرداب هلاك به ساحل نجات آمدند .
پنج برادر كه جدشتر و غيره باشند ، ششم سانك [ 12 ] كه از قوم جاودان « 7 » به مردانگى و فرزانگى اشتهار داشت ، هفتم حجتش ، كه برادر غيرمادرى جرجودهن بود « 8 » ، هشتم كشن كه از كمال شهرت مستغنى از بيان است . ليكن برخى از احوال او مىنويسند كه مولد كشن شهر متهوره « 9 » 22 است و اهل هند را در باب او اعتقادات است . بعضى او را سردفتر مزوّران عالم و سرور محيلان افراد بنى آدم نشان مىدهند و بعضى اعتقاد به پيغمبرى او مىكنند و برخى او را به خدايى نسبت مىدهند . مشهور است كه اخترشناسان بىسعادتىهاى او از زايجهء طالع دانسته
هامش
( 1 ) . م ، 1 / 11 . ن ، 1 / 7 اعتقاد هنود بر آن است .
( 2 ) . كوهنKohenم ، همانجا . ن ، م ، همانجا : كشون .
( 3 ) . م ، همانجا . ن ، همانجا : شصت و پنج هزار و ششصد . پت : شصت هزار و ششصد و ده .
( 4 ) . م ، همانجا . ن ، همانجا : كرپا چارج .
( 5 ) . پت : كرت برنا .
( 6 ) . م ، همانجا . ن ، همانجا : يادوان .
( 7 ) . م ، 1 / 11 . ن ، 1 / 7 : يادوان .
( 8 ) . پ : برادر جرجودهن غيرمادرى .
( 9 ) .Mathura. م . همانجا . مهتره ، متهره . ن ، همانجا ، مهتره . - متهوره - متهرا .