خبر به راجه كنس « 1 » ، كه رئيس جاودان بود ، دادند و او حكم بر كشتن كشن كرد .
كشن در منزل نند « 2 » نام ، كه شعار شيرفروشى و گاودارى « 3 » داشت ، يازده سال متوارى گشت و آخر الامر به مكر و گربزت و طلسمات و شعبدات راجه كنس را كشته اسم سلطنت بر اوگرسين پدر او نهاد و خود به معنى حكومت صورى مىنمود ، و رفتهرفته به دستيارى نيرنجات ، بل به محض تزويرات دعوى الوهيّت كرد و جمعى كثير از بىعقلى و بىفهمى و چه از حرص و لئيمى تصديق دعوى باطل او نمودند . و مدّت سى و دو سال بعد از برآمدن از خانهء نند ، در بلدهء متهوره ، به اوباشى گذرانيد و طرفگىها و افسانههاى بديع از وى مشهور است .
آخر الامر راجه جروسنگ از ولايت بهار 23 و پتنه 24 با لشكر بسيار به قصد هلاك وى متوجّه متهوره شد و از جانب مغرب نيز كاليون « 4 » نام ، راجهاى از مليچهان « 5 » ، يعنى از طايفهاى كه نه به آيين دين هنود بود ، متوجّه دفع او گرديد . در روايتى آن است كه اين راجهء عربستان بود . به همه حال ، كشن تاب مقاومت اين دو راجه در خود نديده به دواركا « 6 » ، كه در كنار آب شور « 7 » است و درصد كروهى احمدآباد گجرات است ، رفته متحصّن شد و هفتاد و هشت سال در آن حدود مقيم بوده ، در خلاصى خود سعى مىنمود و سودى نمىكرد تا آنكه وقتى از عمرش صد و بيست و پنج سال گذشت ، به واسطهء نفرين گندهارى « 8 » مادر جرجودهن ، به اقبح طريق ، مسافر راه عدم گرديد . و زمرهاى را عقيده آن است كه او غايب شده هنوز زنده است [ و چون سبب نفرين گندهارى را امرى غريب مذكور ساختهاند به شرح آن مىپردازد .
هامش
( 1 ) .Kans( 2 ) .Nand( 3 ) . م ، 1 / 11 . ن ، 1 / 7 : گاوچرانى .
( 4 ) .Kalyun( 5 ) . پ : ملچهات .
( 6 ) .Dwarka( 7 ) . آب شور - اقيانوس هند .
( 8 ) . س : گاندى .