به خاطر جدشتر رسيد كه جگراجسوى بكند . و جگراجسوى عبارت از آن است كه آتشى عظيم برافروزند و اقسام خوشبويىها و ميوهها و غلّهها و ساير اجناس ديگر جمع نموده در انوار جليّهء امّ العناصر ، كه آتش باشد ، اندازند و انواع تصدّقات و اصناف مبرّات به ظهور رسانيده ، بدين امر تقرّب به درگاه احديّت جويند و يكى از شرايط جگراجسوى عبارت از آن است كه راجههاى هفت اقليم جمع آمده لوازم خدمات اين جشن به تقديم رسانند . بنابراين ، جدشتر هرچهار برادر خود را به جهت تسخير بقيّهء اقاليم به چهار جهت عالم تعيين فرموده ، به مشيّت حضرت واهب العطايا اين آرزو در اندك زمانى به حصول پيوست و برادران كاردان كارفرما به بدرقهء جنود تأييد الهى سير عالم فرموده سلاطين روزگار و فرمانروايان و شهزادگان هرديار ، از ختا 21 و روم و حبشه و عرب و عجم و ماوراء النّهر و ساير معمورهء عالم ، را با خزاين بسيار در پايتخت اندرپت آورده به مهمّات جگراجسوى پرداختند و آنچنانكه دل مىخواست صورت اختتام يافت . جرجودهن از مشاهدهء اين دولت و دارايى و اين عظمت و فرمانروايى به مقتضاى بشريّت از كار رفت و آتش حسد ، كه در كانون جان مختفى بوده ، مشتعل گشته از محيلان روزگار تدبير آن جست . در آن عهد چون قمار باختن رواج تمام داشت ، كعبتين تيورى را « 1 » قلب ساختند و قرار دادند كه جرجودهن با جدشتر و ديگر [ 11 ] برادران قمار كند . پس به حسن ملايمت و تدبير ، پندوان را به هستناپور طلبيده « 2 » ، بعد از اداى مراسم ضيافت ، بازى تيورى در ميان آورد و چون كعبتين ناراست بود نقشى كه مىخواست مىآورد و به اين طريق ملك و مال از پندوان بالتمام برد « 3 » و پندوان را چون در سركار چيزى نماند ، دست آخر شرط بستند كه اگر پندوان ببرند آنچه به او دادهاند همه را واپس گيرند و اگر كوروان ببرند ، هرآيينه ، پندوان دوازده سال معموره را گذاشته
هامش
( 1 ) . پت . س : كعبتين تيورى كه مانند نرد نوعى از قمار است .
( 2 ) . پت . س : از اندرپت كه پايتخت ايشان بود به هسنتاپور طلبيده به مراسم .
( 3 ) . براى اطلاع بيشتر ر ك : مهابهارت ، 1 / 196 - 198 و 245 - 255 .