گفتن باك ندارم » . شهزاده تسكين يافت و در عهد خود در جميع بلاد در مساجد مقرى و خطيب و جاروبكش تعيين نموده وظيفه و ادرار مقرّر ساخت . « 1 » و در هر زمستان جامهها و شالها جهت فقرا فرستادى و هرجمعه به فقراى شهر جمعگى گفته مبلغى مىرسانيد و هرروز طعام خام و پخته چندجا در شهر قسمت مىكردند . خارج جمعگى دومرتبه انعام هرسال در كلّ ممالك به فقرا مىرسانيد و در ايّام متبرّكه ، مثل رمضان و عاشورا ، به شكرانهء فتوحات و كاميابىها ، فقرا و درويشان را خوشدل ساختى .
بيت
اگر بايدت شوكت و سرورى * دل زيردستان به دست آورى « 2 »
و در عهد فرخندهء او علم را رواج شد امرازادهها و سپاهيان به كسب فضايل مشغول شدند و كافران به خواندن و نوشتن و كسب كمالات كردن و شعر فارسى گفتن پرداختند .
مردم از مال خود آنچه موافق شريعت است به فقرا و ارباب استحقاق مىرسانيدند .
[ منقول است ] « 3 » وقتى كه سلطان بهلول درگذشت ، امرا سلطان سكندر را به جهت سلطنت طلب داشتند ، در روزى كه از دهلى بيرون مىرفت به خدمت شيخ بهاء الدّين « 4 » كه از بزرگان وقت بود به جهت التماس فاتحه رفت و گفت : « من كتاب ميزان پيش شما مىخواهم بخوانم . » و بنياد كرد و استاد چون خواند كه بدان اسعدك اللّه فى الدّارين « 5 » سلطان گفت بازبگوئيد . » تا سه مرتبه تكرار كرده دست آن عزيز بوسيد و آن دعا را به فال نيك دانسته روان شد .
قطعه
[ حديث اهل فنا ترجمان تقدير است * بود ضمير و زبانشان شبيه لوح و قلم
سعادت ازلى در وفايشان مضمر * شقاوت ابدى در خلافشان مُدغم ] « 6 »
هامش
( 1 ) . م . 1 / 342 : ن ، 1 / 186 : از « تعصب اسلام به مرتبهاى داشت . . . مقرّر ساخت » ندارد .
( 2 ) . پ : به جمعآورى .
( 3 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد .
( 4 ) . پ . ش : سماء الدين ،
( 5 ) . ترجمه : خدايت در دو جهان نيكبخت گرداناد .
( 6 ) . پ . ش . پت : ندارد ، از ن ، 1 / 186 افزوده شد . در طبقات اكبرى ، 1 / 337 چنين است