تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 610

مساهمون:

ص٦١٠
موافقان به ولايت لكهنوتى رفته به سلطان علاء الدّين [ 312 ] والى بنگاله پناه برد . [ و در سنهء اثنى عشرين و تسعمائه [ 922 / 1516 م ] « 1 » على خان ناگورى ، كه در صوبهء « 2 » سوئى سوپر « 3 » تعيين بود ، با شاهزاده دولت خان ، حاكم قلعهء رنتهنبور كه محكوم سلطان محمود « 4 » مالوى بود ، شيوهء موافقت و يك‌جهتى در ميان آورد و به حسن سلوك او را به متابعت سلطان ترغيب نموده و مقرّر ساخت كه قلعهء رنتهنبور را پيشكش سلطان نمايد . در اين باب چون عريضهء على خان رسيد ، سلطان خوشوقت شده عزم آن طرف نمود . به نواحى بيانه رسيده مدّت چهار ماه در آن نواحى به سير به شكار و ملاقات علما و مشايخ ، خصوصا به صحبت سيّد نعمت اللّه 310 و شيخ حسينى ، كه به خوارق عادات و مكاشفه اشتهار داشتند ، گذرانيد . در آن مدّت شاهزاده دولت خان و والده‌اش را كه صاحب اختيار قلعهء رنتهنبور بود به مواعيد بسيار فريفته چنان ساخت كه شاهزاده ، به تعجيل تمام ، متوجّه خدمت شد ، حسب الامر ، جميع امرا استقبال نموده به اعزاز و اكرام تمام به ملازمت آوردند . سلطان او را به رسم فرزندان نواخته خلعت خاص و چند زنجير فيل عنايت فرمود و ، بر قرار معهود ، تكليف سپردن قلعهء رنتهنبور نمود . اتّفاقا همان على خان نفاق ورزيده شاهزاده دولت خان را بر آن داشت كه قلعه را ندهد . سلطان از نفاق على خان واقف شده سركار سوئى سوپر « 5 » از او تغيير داده و به برادرش ابا بكر داد و از حلم جبلّى و كرم ذاتى زياده از اين بىعنايتى به على خان نكرد ، شاهزاده را نيز مخاطب و معاتب نساخت . و از راه تهانگر « 6 » به قصبهء بارى رسيده آن پرگنه را از پسران مبارك خان تغيير داده به شيخ‌زاده بهيكن « 7 » سپرده به دار الخلافهء آگره آمد و ، بر عادت قديم . فرامين فتوحات به اطراف و جوانب صادر نموده بسيارى از امراى سرحدّ را طلب نمود كه بر سر قلعهء گواليار رفته ، جبرا و قهرا ، مفتوح سازند . نهايتش ،
هامش
( 1 ) . پ . ش . پت : در اين وقت ، از ن ، 1 / 186 افزوده شد . ( 2 ) . م ، 1 / 341 . ن ، همانجا : سركار وسيع . ( 3 ) . پت : سويى نور . م ، همانجا . ن ، همانجا : سيوپور . ( 4 ) . پت : « محمود » ندارد . ( 5 ) . پت : سويى شبوبرى . م ، همانجا . ن ، همانجا : سيوپور ، شيوپور . ( 6 ) . پت : تهگر . ( 7 ) . پت : تهكن .
تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 610 | محمد رضا نصيرى / محمد قاسم هندو شاه استر آبادى