تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 611

مساهمون:

ص٦١١
در اين وقت ، چنان كه عادت مالوف گيتى است ، از پرورش و عطيّهء خويش پشيمان شده ، سلطان را به مرض نامرضى [ گرفتار ] « 1 » ساخت . هرچند از روى غيرت به خود نياورده به همان حالت ديوان مىداشت و سوارى مىفرمود ، رفته‌رفته مرض غالب مطلق گشت چنانچه لقمه و آب به گلو نرفته راه نفس بسته شد و در روز يكشنبه ، هفتم « 2 » ماه ذيقعده سنهء ثلث و عشرين و تسعمائه [ 923 / 21 نوامبر 1517 م ] به دار السّرور تشريف فرمود « 3 » . بيت « 4 »
ساقيانند در اين بزم بدين « 5 » بىرحمى * كه چو هنگام طرب جام مزوّر گيرند كاس عشرت ز گل و خاك سكندر سازند * بادهء عيش ز خون دل سنجر گيرند
نظام الدّين احمد در تاريخ خود نوشته كه چون مناقب و مفاخر سلطان سكندر در بعضى تواريخ آن‌قدر مذكور است كه بيشتر حمل بر مبالغه و اغراق كرده مىشود ، [ امّا ] « 6 » هرآنچه به صحّت اقرب بود ايراد كرده شد « 7 » . گويند سلطان به جمال ظاهرى آراسته و به كمالات معنوى پيراسته بود و در ايّام سلطنت او نهايت ارزانى شده و امن‌وامان حاصل گشت . سلطان هرروز بارعام دادى و خود به دادخواهى خلق « 8 » رسيدى و گاه از صبح تا شام نخفتى « 9 » ، به معاملات مشغول نمودى . نماز پنج وقت را در يك مجلس ادا كردى و در ايّام سلطنت او دست تسلّط زمينداران هند كوتاه شده و همه مطيع و فرمانبردار گشتند و قوى و ضعيف يكسان شده در كارها انصاف مرعى داشتى و بيشتر بر هواى نفس نرفتى و به غايت خداترس و بر خلق مهربان بود .
هامش
( 1 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد . ( 2 ) . ش : « هفتم » ندارد . ( 3 ) . منتخب التواريخ ، 1 / 222 : و « جنات الفردوس » تاريخ او شد . طبقات اكبرى ، 1 / 334 : ايام سلطنت او بيست و هشت سال و پنج ماه بود . ( 4 ) . ش : نظم . ( 5 ) . پ : بدان . از پت افزوده شد . ( 6 ) . پ . ش : ندارد ، از پت افزوده شد . ( 7 ) . طبقات اكبرى ، 1 / 334 . ( 8 ) . پ . ش : دادخواه‌وار . ( 9 ) . پ . ش . پت : ندارد ، از س تصحيح شد .
تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 611 | محمد رضا نصيرى / محمد قاسم هندو شاه استر آبادى