گذاشته به دار الخلافهء آگره آمده قرار گرفت . و در اين وقت خبر رسيد كه احمد خان ، پسر مبارك خان لودى حاكم [ 311 ] لكهنوتى ، به مصاحبت كفّار طريقهء ارتداد پيش گرفته از دين اسلام برگشته است . سلطان به نام محمّد خان ، برادر احمد خان ، فرمان فرستاد تا او را مقيّد ساخته به خدمت فرستد و سركار لكهنوتى به سعيد خان برادر او مفوّض گشت .
هم در آن ايّام محمّد خان نواسهء سلطان ناصر الدّين مالوى از جدّ خود هراس نموده پناه [ به درگاه ] « 1 » آورد . سلطان سركار چنديرى از اعمال مالوه را به جاگير او مقرّر فرموده به شاهزاده جلال خان امر شد « 2 » كه ممدّ و معاون او بوده باشد تا از لشكر مالوه آسيبى به او نرسد . در اين وقت سلطان را هواى سير و شكار غالب آمده به جانب دهولپور حركت كرد و از آگره تا دهولپور ، منزل به منزل ، قصر و عمارت بنا نهاد . در اين وقت على خان « 3 » ابا بكر از اقوام محمّد خان ، حاكم ناگور خواستند كه به حيله محمّد خان را كشته و مملكت او را تصرّف نمايند ، او از اين اطّلاع يافته بر ايشان « 4 » غلبه كرد . ايشان گريخته به درگاه سلطان آمدند . محمّد خان از پناه بردن ايشان به آن پادشاه عالىشأن عاقبتانديشى نموده عرايض اخلاصآميز با تحف و هداياى بسيار فرستاد و خطبه و سكّه به نام سلطان كرد . سلطان خلعت به او فرستاده از دهولپور به آگره مراجعت نمود و چندگاه بساط نشاط گسترده به سير باغات و بزمآرايى و عيش و فراغت گذرانيد و ، بعد از مدّتى ، باز به جانب دهولپور عزيمت نمود . در اين وقت ، به ميان سليمان ، پسر [ كوچك ] « 5 » خان خانان فرملى ، فرمود كه با لشكر و حشم خود به جانب اوديتنگر « 6 » سرحدّ سوئىسوپر « 7 » 309 به كمك حسين خان نومسلم ، كه راى ديوگير نام داشت ، متوجّه گردد ، او غدر آورده گفت كه
هامش
( 1 ) . پ . ش : ندارد ، از پت افزوده شد .
( 2 ) . ش : فرموده .
( 3 ) . ش : « در اين وقت على خان » ندارد .
( 4 ) . ش : بر سر ايشان .
( 5 ) . پ . ش . پت : ندارد . از ن ، 1 / 185 افزوده شد .
( 6 ) . پ . ش : اونتگره . م . 1 / 340 ن ، همانجا : هونتگره . منتخب التواريخ ، 1 / 222 : اونتكهر . اوديتنگر .
( 7 ) . سوئيى سوپرى - سرشيوپور -Sirsheopurيا شيوپورShivpur. امروزه معروف به شيوپورى .