« از ملازمت دور نمىروم . » اين معنى باعث آشفتگى خاطر سلطان شده حكم فرمود كه : او از خدمت ما دور باشد و تا صباح آنچه اموال و اشياى خود تواند از لشكرگاه برآورد تعلّق به او داشته باشد و آنچه نتواند به غارت عامّ دهند و پرگنهء ندرى « 1 » به مدد معاش او مقرّر باشد « 2 » » ، او رفته در آن پرگنه ساكن گشت . در اين وقت بهجت خان ضابط چنديرى كه ابا عن جدّ مطيع و منقاد پادشاهان مالوه بود ، به سبب ضعف حال سلطان محمود مالوى و فتورى مملكت او به وسيلهء ارسال تحف به سلطان متوسّل شد . سلطان عماد الملك پده را ، كه احمد نام داشت ، به جانب چنديرى تعيين كرد . او به موافقت بهجت خان در چنديرى و آن حدود خطبه [ به نام ] « 3 » سلطان خواند و بعد از آن به آگره آمده به ارسال فرامين ، مشتمل بر مژدهء اطاعت بهجت خان و خطبه خواندن در ولايت چنديرى و حصول فتوحات تازه به اطراف و اكناف ولايت بلند آوازه گشت .
در اين وقت بعضى امرا را ، بنابر مصلحت ملكى ، تغيير و تبديل جاگير لايق ديده به عمل آورد و سعيد خان ، پسر مبارك خان لودى « 4 » ، و شيخ جمال ، پسر عثمان فرملى ، « 5 » و راى جگرسين كچهواهه و خضر خان و خواجه احمد را به چنديرى تعيين فرمود و ايشان آن ولايت را به حيطهء تصرّف آورده استيلا يافتند و ، حسب الامر سلطان ، شاهزاده محمّد خان ، نبيرهء سلطان ناصر الدّين مالوى را شهربند كرده سلطنت آن ملك را چنانچه بود ، ظاهرا بر وى مقرّر داشتند . بهجت خان معامله را چنين مشاهده كرده ، بودن خود را در آن طرف مصلحت نديد . ناچار ، به ملازمت سلطان آمد . و در اين وقت از حسين خان فرملى ، ضابط قصبهء سارن ، خاطر سلطان منحرف شده حاجى سارنگ را بدان طرف فرستاد تا لشكر او را به حسن تدبير به جانب خود كشيد و در فكر مقيّد كردن بود كه او واقف گشته با معدودى چند از
هامش
( 1 ) . م ، 1 / 341 . ن ، همانجا : بربرى .
( 2 ) . ش : تعلّق داشته .
( 3 ) . پ . ش . پت . س : ندارد ، از ن ، 1 / 185 افزوده شد .
( 4 ) . م ، همانجا . ن ، همانجا : پسر ميانى مبارك خان لودهى .
( 5 ) . م ، همانجا . ن ، همانجا : پسر ميانى مبارك خان لودهى .