در آنجا طلايه جهت پاسبانى لشكر كرده پيشتر به جانب غنيم رفته در پاس و خبردارى تقصيرى نكردند « 1 » .
نظم
مثل گر در آن لشكر تيزچنگ * بينداختى نامدارى خدنگ
هنوز از كمان دور نارفته تير * خبر يافتى [ 309 ] شاه گردون سرير
فوج گواليار وقت مراجعت از كمين برآمده حرب سخت واقع شد . اوده خان و احمد خان ، پسر خان جهان ، در اين جماعت بودند ، از تردّد و دليرى اينها و مدد لشكر سلطان راجپوتان شكست يافته جمعى كثير قتيل و اسير گشتند . سلطان اوده خان را ملك اوده خطاب داده رعايت كرد و به واسطهء رسيدن برسات متوجّه آگره شد . چون به دهولپور رسيد ، جمعى كثير از امراى نامدار آنجا گذاشته برسات را در آگره گذرانيده و بعد از طلوع سهيل در سنهء اثنى عشر و تسعمائه [ 912 / 1506 م ] جانب قلعهء اوديتنگر « 2 » 308 رفت . چون به دهولپور رسيد توقّف كرده عماد خان فرملى و مجاهد خان را ، با چند هزار سوار و صد زنجير فيل « 3 » ، جانب قلعهء اوديتنگر تعيين نمود و خدمت حجّابى به قاضى عبد الواحد ، پسر شيخ طاهر كابلى ساكن قصبهء تهانيسر ، و شيخ ابراهيم مقرّر شد و ولايت كالپى كه بعد از فوت محمود خان به جلال خان پسر او مقرّر شده بود و برادران او بهيكن خان و حاجى خان چون با او در مقام منازعت شدند ، سلطان حكومت كالپى را به فيروز اوغان عنايت فرمود . و اوغان طايفهاىاند قرين افغان . و مجاهد خان را به دهولپور گذاشته خود به كنار آب چنبل رفته و نزول كرد . در آنجا بهيكن خان و خواص خان به ملازمت رسيده به عنايات سلطانى ممتاز شدند . و سلطان به اوديتنگر آمده قلعه را محاصره نمود
هامش
( 1 ) . ش : نمىكرد
( 2 ) . اوديتنگرOdit Nagar. پ . ش : اوتنگر . پت : اهنكر . متن انگليسى ، 1 / 339 : هنونتگرHunwuntgur.
منتخب التّواريخ ، ترجمهء انگليسى ، 1 / 422 ؛ منتخب التّواريخ ، 1 / 221 : ارنتگر .
( 3 ) . ش : « فيل » ندارد .