تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
كرده به جانب آگره روان شد . چون به دهولپور رسيد ، قلعه را از بنايك‌ديو تغيير نموده ، حوالهء شيخ قمر الدّين ساخت و خود به آگره رفته امرا را به جاگيرهاى ايشان رخصت فرمود . در اين حال ، روز يكشنبه سوّم ماه صفر ، در سنهء احدى عشر و تسعمائه [ 911 / 5 جولاى 1505 م ] در آگره زلزلهء عظيم شد ، چنان كه كوه‌ها به لرزه درآمد « 1 » و عمارت‌هاى عالى مضبوط از هم ريخت . زنده‌ها قيامت پنداشتند « 2 » و مرده‌ها حشر انگاشتند . رباعى « 3 »
در نهصد و احدى عشر از زلزل‌ها « 4 » * گرديد سواد آگره چون مرحل‌ها با آنكه بناهاش بسى سال « 5 » بود * از زلزله شد عالِيَها سافِلَها « 6 »
از آن زمان تا اين زمان اين‌طور زلزله در هند به وقوع نيامده است و هيچ‌كس ياد ندارد . گويند در همان روز در اكثر بلاد هندوستان زلزله شده بود . سلطان باز بعد از طلوع سهيل در سنهء احدى عشر و تسعمائه [ 911 / 1505 م ] جانب گواليار حركت كرده و يك و نيم ماه در دهولپور توقّف نمود و از آنجا كنار آب چنبل نزديك گذر كوركهه « 7 » فرود آمد و چند ماه اقامت نمود و شاهزاده « 8 » ابراهيم خان و جلال خان را با خوانين معتبر آنجا گذاشته خود به عزيمت جهاد و غارت بلاد نهضت نموده اكثر كفّار را كه در بيشه‌ها و كوه‌ها خزيده بودند به زير تيغ كشيده در غارت و اسير هم تقصير نكرد . و چون به واسطهء عدم آمد شد بنجاره ، به لشكر غلّه كمتر مىرسيد ، اعظم همايون و احمد خان و مجاهد خان را به جهت آوردن رسد روانه ساخت . راى گواليار ، اگرچه « 9 » سر راه بر ايشان گرفت ، امّا كارى نساخته برگشت و ايشان رسد آوردند . سلطان سيركنان چون به موضع جناور « 10 » ، از اعمال گواليار ، آمد
هامش
( 1 ) . ش : در زلزله آمد . ( 2 ) . ش : زنده‌ها پنداشتند قيامت . ( 3 ) . ش : نظم . ( 4 ) . اشاره است به آيهء 1 از سورهء 99 . ( 5 ) . ش . م . ، 1 / 336 ن ، 1 / 183 : عالى . ( 6 ) . هود ( 11 ) آيهء 82 : آنجا را زيروزبر كرديم . ( 7 ) . ش . كوركهنه . م ، همانجا . ن ، همانجا : كوكهه . ( 8 ) . ش : شاهزاده معتبر . ( 9 ) . ش : « اگرچه » ندارد . ( 10 ) . م ، همانجا . ن ، همانجا : جنور . طبقات اكبرى ، 1 / 326 : حشاور .
تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 603 | محمد رضا نصيرى / محمد قاسم هندو شاه استر آبادى