برآمده گريختند . صباح « 1 » سلطان در قلعه رفته دوگانه شكر به تقديم رسانيد و لوازم فتح به عمل آورد . لشكريان دست به غارت و تاراج و خرابى دراز كردند و خانهها را تاراج نموده باغات نواحى دهولپور را كه تا هفت كروهى سايه انداخته بود ، از بيخ برانداختند . سلطان يك ماه [ 308 ] در آنجا توقّف نموده به جانب گواليار روان شد و آدم خان لودى را با ساير امرا در آنجا گذاشته از آب چنبل گذشت و كنار آب آسى عرف ميدكى نزول فرموده دو ماه در آنجا توقّف كرد و به واسطهء زبونى آب آنجا بيمارى در ميان مردم افتاده ، بنياد « 2 » و با شد و راجهء گواليار به ملازمت پيش آمده صلح خواست و سعيد خان و بابو خان و راىكنيس « 3 » را كه از سلطان گريخته پناه به او برده بودند ، از پيش خود به در كرده بكرماجيت ، پسر كلان خود ، را به ملازمت فرستاد و سلطان او را به اسب و خلعت نوازش كرده رخصت انصراف ارزانى داشته عازم مراجعت گشت ؛ چون به دهولپور رسيد آنجا را نيز به بنايكديو بخشيده به آگره آمد و آن بلده را كه تحت بيانه بود و در زمان كفر و اسلام هرگز تختنشين نشده بود ، جهت تسخير قلعهء گواليار و نرور دار السلطنه ساخته حصار سيرى را كه به دهلى نو شهرت يافته بود ، ترك داد و برسات را در آنجا گذرانيد .
بعد از طلوع سهيل در ماه رمضان سنهء عشر و تسعمائه [ 910 / فوريهء 1504 م ] ، جهت تسخير قلعهء مندرايل 307 ، لواى عزيمت برافراخت و يك ماه در نواحى دهولپور توقّف كرده افواج فرستاد تا حوالى گواليار و مندرايل را تاخت و تاراج كردند . بعد از آن خود رفته قلعهء مندرايل را محاصره فرمود و اهل قلعه امان خواسته [ قلعه را ] « 4 » سپردند و سلطان بتخانهها و كنايس را خراب ساخته ، مساجد بنا فرمود و ميان بيهكن پسر مجاهد خان را بر سر قلعه گذاشته خود به تاخت و تاراج آن نواحى در حركت آمده خلقى كثير را اسير و دستگير ساخته ، باغات و عمارات بىشمار خراب
هامش
( 1 ) . پ . ش : صباح پگاه .
( 2 ) . ش : « بنياد » ندارد .
( 3 ) . ش : كيس . پت : متن انگليسى ، 1 / 338 ؛ گنيش . م ، 1 / 337 . ن ، 1 / 183 : كنبس .
( 4 ) . پ . ش : ندارد ، از پت افزوده شد .