حسب الحكم ، به جانب دهلى متوجّه شد ، و پيش از آنكه خواصّ خان [ 307 ] به دهلى بيايد ، اصغر در شب شنبه ماه صفر ، سنهء سبع و تسعمائه « 1 » [ 907 / اوت 1501 م ] ، از قلعه برآمده پيش سلطان به سنبهل رفت و مقيّد گشت و خواصّ خان دهلى را متصرّف شده به حكومت مشغول گشت .
و نقل است كه زنّاردارى يودهن « 2 » نام در موضع كاتيهر « 3 » سكونت داشت . روزى در حضور بعضى مسلمانان اقرار كرد كه اسلام حقّ است و دين من نيز درست است .
اين سخن از او شايع شده به گوش علما رسيد . قاضى پياره و شيخ بدر ، كه در لكهنوتى بودند و به نقيض يكديگر فتوا مىدادند ، اعظم همايون ، حاكم آن ولايت ، زنّاردار مذكور را همراه قاضى پياره و شيخ بدر پيش سلطان به سنبهل فرستاد و چون سلطان را به استماع مذاكرهء علمى رغبتى تمام بود ، علماى نامى را از هرطرف طلبيده [ مجلس بحث ترتيب داد . و تفصيل اسامى آنها اين است : ] « 4 » ميان قادر بن شيخ خواجو و ميان عبد اللّه بن الله داد از تلنبه « 5 » و سيّد محمّد بن سعيد خان از دهلى و ملّا قطب الدّين و ملّا الله داد صالح از سهرند و سيّد امان و ميران سيّد برهان و سيّد احسن از قنّوج آمدند . و جمعى از علما كه هميشه همراه سلطان مىبودند ، مثل سيّد صدر الدّين قنّوجى و ميان عبد الرّحمان ساكن سيكرى « 6 » و ميان عزيز اللّه سنبهلى ايشان نيز در آن معركه حاضر شدند . اتّفاق علما بر آن شد كه او را حبس كرده عرض اسلام بايد نمود ، اگر ابا كند بايد كشت . يودهن « 7 » از اسلام آوردن ابا نموده كشته شد و سلطان جميع علماى مذكور را انعام فرمود به جاهاى خود رخصت داد .
و بعد از چند روز خواصّ خان دهلى را به اسماعيل خان پسر خود ، سپرده ،
هامش
( 1 ) . منتخب التواريخ ، 1 / 219 : و در سنهء ست و تسعمائه ( 906 ق ) اصغر حاكم دهلى بدعملى پيش گرفت .
( 2 ) . طبقات اكبرى ، 1 / 322 : لودهن .
( 3 ) . كاتيهرKathairم ، 1 / 335 . ن ، 1 / 185 : كاتيهن . كاتيهر - كتهير . طبقات اكبرى ، 1 / 322 : كاتير .
( 4 ) . پ . ش : ندارد ، از پت افزوده شد .
( 5 ) . پت : « از تلنبه » ندارد .
( 6 ) . سيكرىSeekari( 7 ) . ش : موهن .