تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
فكرت ما را به درت راه نيست * جز تو كس از سرّ تو آگاه نيست بِهْ كه ز بيچارگى جان خويش * معترف آييم به نقصان خويش بر درت اى مايه‌دِهِ زندگى « 1 » * پيشهء ما نيست به جز بندگى
حاملان حكايت و ناقلان روايت چنين باز نموده‌اند كه در نصف آخر دواپرجوگ در هندوستان در شهر هستناپور 18 راجهء كهترى « 2 » بود كه بر سرير رعيّت‌پرورى نشسته ، دادگسترى مىكرد و نام نامى آن راجه بهرت « 3 » بود . بعد از آنكه هفت فرزند [ از او ] « 4 » ، بطنا بعد بطن ، فرمانروايى يافته به خلوتخانهء ممات شتافتند ، در مرتبهء هشتم از نسل او فرزندى به ظهور آمد كه اسم سامى او راجه كور « 5 » بود و كوركهيت تهانيسر « 6 » 19 ، كه شهرى بزرگ است ، به اسم او اشتهار دارد و اولاد سلطنت‌نهاد او را كوروان « 7 » مىناميدند . و بعد از شش واسطه فرزندى از او متولّد شده به چتربهوج « 8 » موسوم گشت و راجهء بزرگ گشت . و او را دو پسر به وجود آمدند يكى دهتراشتر « 9 » و ديگرى پند « 10 » . اگرچه دهتراشتر پسر كلان بود ليكن به واسطهء عدم بصر رياست و راجگى به برادر خرد ، كه پند باشد ، تعلّق گرفت و بزرگى او چنان از حدّ و اندازه گذشت كه فرزندان او را به اسم او خوانده پندوان « 11 » گفتند . و پند را پنج پسر بود . جدشتر « 12 » و
هامش
( 1 ) . پ : بندگى . ( 2 ) . مقصود پاندر است كه اساس زندگانى را به آيين بياس نهاد و ترك لذّات دنيوى نمود و در سلك برهمنان پاك نهاد درآمد . ( مهابهارت ، 1 / 128 ) ( 3 ) .Raja Bharat( 4 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد . ( 5 ) . كور - كوروKaurav( 6 ) . تهانيسر - تانيسر :Thanesar. در جميع نسخه‌ها به تفاوت تهانيسر و تانيسر آمده است كه براى يكسان شدن متن تهانيسر گزيده شد . ( 7 ) .Kauravan( 8 ) . چتربهوج - چتربهجChaturabhuj( 9 ) . دهتراشترDahtrashtra- درهت‌راشترDarhitrashtra( 10 ) . پت . س : پنده . ( 11 ) .Pandwan( 12 ) . جدشترJadishtra- يدهشترYadhishtra