تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
جمع آوردن افغانان مشغول گشته « 1 » به سلطان علاء الدّين نوشت كه « حميد خان را دفع كردم و شهر را به جهت شما محافظت نموده نام سلطان را از خطبه نينداختم و چون پروردهء پدر شمايم در معنى به وكالت شما كار سلطنت را كه از دست رفته بود رواج و رونق دادم . » سلطان كاردان كه سلطنت به احوال او مناسبت نداشت در جواب نوشت كه « چون پدرم تو را فرزند گفته بود ترا به جاى برادر بزرگ مىدانم سلطنت دهلى به تو گذاشته و خود به بداؤن قناعت نمودم . » سلطان بهلول كامران و كامياب شده ، در هفدهم ماه ربيع الاوّل سنهء خمس و خمسين و ثمانمائه [ 855 / 19 آوريل 1451 م ] ، يكباره به امر سلطنت [ 292 ] مشغول گشت و نام سلطان علاء الدّين را از خطبه انداخته چتر بر سر گرفت . و سلطان علاء الدّين در گوشهء بداؤن بوده و مدّت‌ها در حيات بود . آخر در شهور سنهء ثلاث و ثمانين و ثمانمائه [ 883 / 9 - 1478 م ] مريض گشته درگذشت . مدّت پادشاهى [ او در ] « 2 » دهلى هفت سال و چند ماه بود . و مدّت حكومت بداؤن قريب به بيست و هشت سال و الحكم الملك المتعال .

ذكر سلطنت سلطان بهلول لودى

مرقوم كلك جواهر سلك مىگردد كه جمعى از افغانان لودى باهم يار و مصاحب شده هميشه به طريق سوداگرى به هندوستان آمدوشد مىنمودند و از ميان آن جماعت در زمان فيروز شاه ، ملك بهرام ، كه جدّ ملك بهلول بود ، از برادر بزرگ خود رنجيده جدا شد و به ملتان آمده نوكر ملك مردان دولت حاكم ملتان گرديد . او را پنج پسر بود : ملك سلطان شه « 3 » و ملك كالا و ملك فيروز « 4 » و ملك محمّد
هامش
( 1 ) . ش : « افغانان مشغول گشته » ندارد ، از پت افزوده شد . ( 2 ) . پ . ش : ندارد ، از پت افزوده شد . ( 3 ) . پت : « شه » ندارد ، ( 4 ) . پت : ملك فيروز جنگ .