تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
به دهلى فرستاد . بهلول از ياران و آشنايان خود مبلغى به قرض گرفته به افغانان قسمت كرد و جمعى را با خود متّفق ساخته به راهزنى و تاخت ولايات مشغول شد و ولايت حوالى سهرند و غيره را تاخته آنچه به دستش درمىآمد با همراهيان قسمت مىكرد . مردم از اطراف و جوانب ، كه اكثر افغان بودند ، برخى مغول ، بر او جمع آمدند و ملك فيروز نيز چون از دهلى گريخته ، به او ملحق شد و قطب خان نيز از مخالفت خود پشيمان گشته به پيش وى آمد ، به اتّفاق باز سهرند را متصرّف شدند . سلطان محمّد شاه در اين كرّت حاجى شدنى « 1 » وزير الممالك را ، كه حسام خان خطاب داشت ، با لشكر بسيار بر سر ملك بهلول فرستاد و در موضع كدهه « 2 » ، كه از مواضع خضرآباد و شاهدره « 3 » است ، طرفين را مقابله دست داد . حسام خان شكست يافته به دهلى رفت و ملك بهلول را قوّت و مكنت تمام حاصل گشت . گويند روزى ملك بهلول در ابتداى حال كه به خدمت عمّ خود اسلام خان رسيده بود ، با دو يار خود به سمانه رسيده شيدايى نام عزيزى « 4 » آنجا بود . ملك بهلول به اتّفاق هردو يار خود پيش وى رفته به ادب بنشست و آن مجذوب بر زبان راند كه : « از شما كسى است كه پادشاهى دهلى به دو هزار تنكه بخرد ؟ » ملك بهلول يك هزار و ششصد تنكه كه همراه داشت آن را بيرون آورده پيش آن عزيز نهاد و گفت كه : « زياده از اين ندارم ، آن عزيز قبول فرموده گفت : « پادشاهى مبارك باشد . » همراهانش تمسخر و استهزا كردند . وى در جواب گفت كه : « از دو حال بيرون نيست ؛ اين قصّه اگر وقوع خواهد يافت سوداى مفت كرده باشم و اگر نخواهد شد ، خدمت درويشان نمودن خالى از اجر نيست « 5 » . »
هامش
( 1 ) . پت : شدلى . ( 2 ) . پت : كديه . ( 3 ) . پ . ش : شادهوره . شاهدره : در نزديكى دهلى . م ، 1 / 318 . ن ، 1 / 174 : شاهپوره . ( 4 ) . طبقات اكبرى ، 1 / 295 : سيد ابن نام عزيزى . ( 5 ) . همانجا : و آنكه در بعضى تواريخ مذكور است كه ملك بهلول تجارت مىنمود اصلى ندارد و ظاهرا جدّ پدرى او تجارت مىكرد و به هند آمدوشد مىنمود .