تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠
در اين ايّام سلطان علاء الدّين با قطب خان و عيسى خان و راىپرتاب در باب سلطنت و تقويت احوال خويش قرعهء مشورت در ميان آورد . آنها گفتند [ كه امرا از حميد خان به غايت دلتنگ و پريشان خاطرند ] « 1 » اگر سلطان ، حميد خان را قيد ساخته از منصب وزارت معزول سازد ، ماها چند پرگنه از تصرّف امرا برآورده خالصهء سلطان خواهيم ساخت . سلطان بىتأمل حميد خان را در زنجير كشيد و به موكّل خود « 2 » سپرد . بيت
كسى گو تا به گل گويد كه از مرغان بُستانى * تو را جز بلبلى نبوَد چه دارى بسته پر او را
آنگاه اركان دولت را گفت بداؤن را خوش كرده‌ام مىخواهم در آنجا باشم . حسام خان باز ، از روى اخلاص ، به عرض رسانيد كه دهلى را گذاشتن و بداؤن را تختگاه ساختن صلاح دولت نيست . سلطان بيش‌تر از پيشتر از او رنجيده ، دل دگرگون كرد و او را از خود جدا ساخته در دهلى گذاشت و دو برادرزن داشت يكى را شحنهء دهلى و ديگرى را عهدهء اميرى ديوان اميركويى « 3 » داده [ 291 ] در اواخر سنهء اثنى و خمسين و ثمانمائه [ 852 / 1448 م ] روانهء بداؤن شد و ، در همان روز « 4 » ، ميان هردو برادرزن « 5 » سلطان ، نزاع به هم رسيد . يكى كشته شد و ديگرى را مردم شهر به اغواى حسام خان گرفته به قصاص رسانيدند . و سلطان كه به عيش و عشرت مشغول بود ، ملتفت آن ناشده چون به بداؤن « 6 » رسيد ، قطب خان و راىپرتاب ملازمت نموده و عرض كردند كه امرا از حميد خان به غايت دل‌تنگ و پريشان خاطرند . اگر سلطان او را بكشد چهل پرگنه داخل خالصهء پادشاهى « 7 » خواهد شد . و راىپرتاب در اين باب سعى بيش از پيش مىكرد . چون قبل از اين ، فتح خان پدر
هامش
( 1 ) . پ . ش : ندارد ، از « پت » افزوده شد . ( 2 ) . ش : « خود » ندارد . ( 3 ) . منتخب التواريخ ، 1 / 211 : دو خسرپورهء خود را شحنهء شهر و ميركوى ساخته باز به بداؤن رفت . ( 4 ) . ش : چند روز . ( 5 ) . پ : برادران . ( 6 ) . پ . ش : برهان‌آباد . ( 7 ) . پ : پرگنه خالصه خواهد شد . ش : « پادشاهى » ندارد .
تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 570 | محمد رضا نصيرى / محمد قاسم هندو شاه استر آبادى