سرعت مراجعت نموده به دهلى آمد . حسام خان ، كه وزير ممالك و نايب غيبت بود ، به عرض رسانيد كه به مجرّد آوازهء دروغ ، سلطان را مراجعت فرمودن لايق حال سلطنت نبود . سلطان علاء الدّين از اين سخن كه مخالف طبع او بود ، رنجيده آزرده خاطر گشت . و بر عالميان ظاهر شد كه سلطان از پدر سستتر و در كار پادشاهى بىوقوفتر است .
و در سنهء احدى و خمسين و ثمانمائه [ 851 / 1447 م ] سلطان علاء الدّين به بداؤن رفت و چون هواى آنجا خوش افتاد مدّتى در آنجا توقّف كرده و به دهلى مراجعت نمود ، بر زبان آورد كه مرا بداؤن خوشتر از دهلى مىآيد . حسام خان نايب وزير ، كه در آن يورش همراه بود ، او را از اين سخن منع كرد . سودى نكرد و همچنان خاطرش مايل بداؤن بود .
در اين وقت تمام هند ملوك الطوايف شده بود . در دكن و گجرات و مالوه و جونپور و بنگاله پادشاهان صاحب خطبه و سكّه بودند ، پنجاب و ديپالپور و سهرند را تا پانىپت ملك بهلول و اقرباى او داشتند ؛ و مهرولى تا سراى لادو ، كه متّصل شهر دهلى است ، احمد خان ميواتى متصرّف بود ؛ و سنبهل را تا گذر خواجه خضر ، كه به شهر دهلى پيوسته است ، دريا خان لودى در قبض داشت ؛ و كول را عيسى خان تركبچّه و راپرى را قطب خان افغان و قصبهء بهونگاؤن « 1 » و پتيالى و كنپل را راىپرتاب ، و بيانه را داوود خان اوحدى به تصرّف آورده بودند ؛ و دهلى و بداؤن چند موضع ديگر در قبض سلطان بود و به همينقدر پادشاهى مىكرد .
الغرض ، در آن ولا ملك بهلول به طريق زمان محمّد شاه ، بار دوم ، به قصد تسخير دهلى لشكر كشيد و محاصره كرد . چون فتح دهلى ميسّر نشد بازگشته به سهرند رفت .
هامش
( 1 ) . بهونگاؤن - بهوگانو . بهوتگاون . م ، 1 / 314 . ن ، 1 / 173 : و راپرى را تا قصبهء بهونگانو ( س : بهوتكاون ) قطب خان افغان . . .