ثانى را به جهت رياست و حكومت صورى نصب فرموده ، مقتدايى عالم ظاهرى به ايشان داده و وسيلهء انتظام عالميان گردانيد و طايفهء ثالث را به جهت مزارع و مكاسب و ساير حرف تعيين كرده ، جماعت رابع را به جهت اقسام خدمت معيّن ساخت و به مقتضاى تأييدات الهى و الهامات ربّانى ، برهماى مذكور كتابى كه متضمّن صلاح معاش و معاد باشد به ظهور آورد كه آن را بيد 17 مىنامند و به القاى الهى عقل تجرّد شعار او قانونى كه كثرت را به خلوت خانهء وحدت باز آورده انتظام اجناس خلايق و صنوف طوايف دهد ، اختراع كرده در ضوابط چند و مسائل معدود اندراج كرده به كتاب الهى مشهور ساخت تا عوام النّاس را مهار در بينى شده ، قايدى از پيش و شايقى از پس بوده در مفاوز لم و لا نگذاشته ، سالك طريق مستقيم باشند .
و كتاب بيد صد هزار اشلوك « 1 » است و اشلوك عبارت است از چهار چرن و [ چرن ] « 2 » كمتر از يك اچهر و زياده از بيست و شش اچهر نمىباشد و ، اچهر يك حرف را گويند يا دو حرف ثانى ساكن و به اتّفاق دانايان هند عمر گرامى اين اعجوبة الخلايق ، كه مخترع كتاب مذكور است ، صد سال است ، ليك صد سال غيرعرفى چه هرسال او را سيصد و شصت روز نشان مىدهند و هرروزى مشتمل بر چهار هزار دور مذكور و هرشبى به دستور روز متضمّن هزار « 3 » جوگ مسطور و به اتّفاق دانشوران برهمنان تا اين زمان كه قلم مشكين رقم در تسويد اين بياض است ، چندين برهما ، بىحدّ و شمار ، در عالم ظهور آمده و در پردهء اختفا خراميده و از ثقات « 4 » شنيده شده كه اين برهماى [ 9 ] موجود هزار و يكم است و از عمر او پنجاه سال و نيم روز گذشته و شروع در نصف روز سال پنجاه و يكم است .
مثنوى
اى دو جهان ذرّهاى از راه تو * هيچتر از هيچ به درگاه تو
هامش
( 1 ) .Ashlok( 2 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد .
( 3 ) . پت . س : چهار هزار .
( 4 ) . ش : براهمهء ثقات .